أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

106

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مردم آن را پليد مىكنند ، گفت : من نهى كردم مردم را از آنكه به اين چيزها استنجا كنند ، من گفتم : يا رسول اللّه استخوان و روث چه سود كند ايشان را ؟ - گفت : هيچ استخوان نباشد كه ايشان بردارند و الّا كه هم چندان گوشت برو يابند كه بر وى بوده باشد ، و هيچ روث نباشد و الّا كه هم چندان دانه پديد آيد درو . [ وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ ] چون بگردانيديم با سوى تو گروهى را از پريان به آن كه توفيق داديم و لطف كرديم تا پيش تو آمدند [ فَلَمَّا حَضَرُوهُ ] پس آنگه كه حاضر شدند بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفتند : [ أَنْصِتُوا ] خاموش باشيد و قرآن بشنويد چون رسول ( ص ) خواندن قرآن تمام كرد ايشان برگشتند و بنزديك قوم خود رفتند ايشان را بيم كننده و ترساننده [ قالُوا يا قَوْمَنا ] گفتند : اى قوم ما بدرستى كه شنيديم كتابى را كه از پس موسى عليه السّلام فرو فرستاده‌اند براست دارنده آن كتابها را كه پيش از وى فرو آمده است . [ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ ] راه مىنمايد بحقّ و به راه راست . عطا گفت : اين جماعت جنّيان جهودان بودند براى آن گفتند : كتابا أنزل من بعد موسى ، آنگه قوم خود را دعوت كردند و گفتند : اى قوم ما اجابت كنيد و جواب دهيد داعى خداى را كه محمّد است تا خداى تعالى بيامرزد گناههاى شما را و زينهار دهد از عذابى دردناك ، و هر كه جواب ندهد داعى خداى را او عاجز نتواند كرد در زمين خداى را و از وى فايت نتواند گشت ، و او را بدون خداى تعالى دوستى و يارى نباشد و ايشان در ضلالت و گمراهى ظاهر و روشن باشند . عبد اللّه عبّاس گفت : چون ايشان برفتند و قوم را دعوت كردند هفتاد « 1 » مرد از جنّيان بر دست ايشان اسلام آوردند و ايشان پيش رسول آمدند ببطحاى مكّه ، رسول ايشان را بديد و قرآن بر ايشان خواند و ايشان را امر و نهى كرد . در آنكه جنّيان مكلّف‌اند هيچ خلاف نيست ، خلاف در آن است كه جزاى ايشان بر ايمان چه باشد « 2 » مذهب ابو حنيفه و ليث بن سعد آن است كه جزاى ايشان نجات

--> ( 1 ) - در نسخهء قديم : « هشتاد » بخلاف ساير نسخ و تفسير ابو الفتوح ( ره ) . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين مطلب چنين گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 67 ؛ س 3 - 11 ) : « علماء اسلام خلاف كردند در حكم مؤمنان جنّ ؛ بهرى گفتند : ايشان را ثوابى نباشد جزاء ايشان بل ايمانشان نجات باشد از آتش دوزخ چنان كه گفت : يغفر لكم ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم ، و اين مذهب ابو حنيفه است و ليث بن سعد و بعضى ديگر گفتند : حكم ايشان حكم مؤمنان إنس است در ثواب و عقاب براى آنكه تكليف بر ايشان همچنان است كه بر إنسيان ؛ چنان كه تكليف بر إنسيان شاقّ است بر ايشان همچنين است و چون ايشان را بر تكليف مشقّت است لا بدّ بايد تا مثاب باشند همچو اينان ؛ و اين مذهب ماست و مذهب جملهء اهل عدل ، و از فقها مذهب مالك و شافعى و ابن ابى ليلى و سفيان و ضحّاك ، و أمّا استدلال ايشان بآيت ؛ درود دليلى نيست ايشان را ؛ براى آنكه اين دليل الخطاب است و دليل الخطاب بنزديك بيشتر اهل علم باطل است » .