أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
39
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بركت باشد عظيمتر از كرامت تو ايشان را و بشارت تو ايشان را ببهشت و ايشان هنوز در دنيااند ، خداى تعالى گفت : يا راحيل بركت من بر ايشان بسيار است و از آن آنست كه من ايشان را بر محبّت خود جمع كردم و از فرزندان ايشان امامانى كردم كه عالميان را دعوت كنند با دين من و بايشان حجّت انگيزم بر خلقانم تا بروز قيامت . آنگه جبرئيل گفت : خدا مرا فرموده است كه ترا بگويم تا تو فاطمه را بعلى دهى و ايشان را بشارت دهى به دو پسر زكىّ نجيب خيّر طاهر فاضل در دنيا و آخرت ، يا على اين فريشته از پيش من برفت و من در حال كس فرستادم به تو و عزم مصمّم كردم بر آنكه فرمان خداى پيش گيرم درين باب على . گفت : يا رسول اللّه كار من به جائى رسيده است كه خداى تعالى مرا ياد كند در ملأ أعلى و در بهشتها حديث من كند و عقد و نكاح من در آسمان بندد بحضور فريشتگان ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : يا على خداى تعالى ولىّ خود را اكرام كند و او را آن دهد كه هيچ چشم چنان نديده باشد ، و هيچ گوش چنان نشنيده باشد ، و بر خاطر هيچ بشر چنان نگذشته ، على عليه السّلام گفت : من گفتم : ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك الّتى ، أنعمت علىّ ؛ بار خدايا توفيق ده مرا تا شكر نعمت تو بگزارم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : آمين . آنگه گفت : اى على برخيز و به مسجد رو كه من بر اثر تو مىآيم تا آنچه خداى فرموده است بجاى آرم بحضور مهاجر و أنصار و ذكر كنم از فضل تو آنچه چشم تو بدان روشن شود و چشم دوستان تو در دنيا و آخرت ، على عليه السّلام گفت : من از نزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون آمدم و از خرّمى نميدانستم كه چگونه ميروم ، در راه ابو بكر و عمر پيش من بر افتادند گفتند : ما وراءك ؟ چه خبر است ترا ؟ - گفتم : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه را به من داد و گفت : خداى تعالى او را به تو داد و عقد شما در آسمان بستند و رسول صلّى اللّه عليه و آله سلّم بر اثر من مىآيد تا اين حديث تمام كند ، ايشان نيز شادمانه شدند و با من به مسجد آمدند بر اثر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برسيد و روى او از خرّمى تازه و شكفته بود ، گفت : بلال كجاست ؟ - بلال را بخواندند گفت : برو و آواز ده مهاجر و انصار را ؛ او برفت و صحابه را جمع كرد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنزديك منبر بنشست تا مردم مجتمع شدند آنگه بر منبر شد و اين خطبه بر خواند .