أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
33
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
انصارى و عمر حاضر آمدند « 1 » ] و اين حديث با يكديگر كردند و گفتند كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سادات قريش را ردّ كرد در باب نكاح فاطمه و همه كس خطبه كردند و رغبت نمودند و علىّ بن ابى طالب هيچ تعرّض نكرد همانا منع او از آن است كه هيچ مال ندارد يكى گفت : گمان من چنان است كه خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه را براى على باز گرفتند بيائيد تا برويم و ازو بپرسيم اگر گويد كه : منع درويشى و قلّت مال است ؛ به آنچه ممكن باشد او را يارى دهيم ، طلب او كردند او را در خرماستان بعضى از أنصاريان يافتند كه آن را آب ميداد با جرت ؛ چون ايشان را بديد بنشاند و آن رطبى چند كه حقّ وى بود در پيش نهاد تا از آن بخوردند و اين حديث با او گفتند ، ابو بكر گفت : يا أبا الحسن خداى تعالى مجامع فضل و شرف در ذات تو جمع كرد و ترا بأنواع كرامت مخصوص گردانيد و هيچ خصلت از خصال خير و سعادت ندانيم و الّا كه در تو موجود است و مكان تو از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از قرابت و صحبت و سابقه پوشيده نيست و أشراف قريش همه خواستگارى فاطمه كردند و تو نكردى ترا از آن چه منع كرد ؟ - و شرف دنيا و آخرت در مناكحهء وى بسته است و گمان چنان است كه خداى و رسول او را براى تو باز گرفتند ، چون ايشان اين سخن بگفتند أمير المؤمنين على عليه السّلام را آب در چشم بگرديد و گفت : بهر حال رغبت است و أمّا منع يكى از دست تنگى است و يكى آنكه شرم ميدارم كه اين سخن مواجهة با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بگويم ، ايشان گفتند : بهر حال اين خطبه ترا بايد كردن و او را برين تحريض « 2 » كردند پس أمير المؤمنين على عليه السّلام با خانه آمد و جامه بدل كرد و آمد تا در حجرهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حجرهء امّ سلمه بود أمير المؤمنين در بزد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در زدن او بشناخت پيش از آنكه گويد من عليم ، گفت : اى أمّ سلمه برخيز و در بگشاى كه هذا رجل يحبّه اللّه و رسوله و يحبّ اللّه و رسوله يعنى اين مرديست كه خداى و رسول او را دوست دارند و او خدا و رسول را دوست دارد ،
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بجاى عبارت ميان دو قلاب : « خجل شده و با نزديك ابو بكر و عمر شد و سعد معاذ أنصارى كه رئيس اوس بود حاضر آمد » . ( 2 ) - در غالب نسخ : « تحريص » بصاد مهمله ؛ و معنى متقارب است .