أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

29

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اوست آنخداى كه بيافريد از آب يعنى از نطفه آدمى را پس آنگه او را بر دو قسم كرد قسمى خداوندان نسب ؛ مردانى كه بايشان نسب « 1 » كنند [ و صهرا ] و قسمى ديگر زنانى كه بسبب ايشان مصاهرت كنند و دامادان گيرند و خداى تو هميشه قادر و توانا بوده است و هست ؛ كه از يك نطفه دو گونه آدمى آفريد نرينه و مادينه و از امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : نسب آنست كه حرام باشد نكاحش و [ صهر ] آن باشد كه حلال باشد نكاحش . ابن سيرين گفت : آيت در حقّ أمير المومنين على عليه السّلام آمد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دختر بوى داد فاطمهء زهراء ، و او بود كه جامع بود هم نسب را و هم سبب را ؛ از جهت نسب پسر عمّش بود و از جهت سبب شوهر دخترش بود ، و هيچ كس را از صحابه « 2 » اين هر دو بيكجاى نبود و از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايتست درين آيت كه خداى تعالى نطفهء ما علقهء سپيد بيافريد و در صلب آدم نهاد و آنگه از صلب او بصلب شيث رسانيد آنگه آن را ميگردانيد از أصلاب طاهرين با رحام طاهرات تا بعبد المطلّب بن هاشم بن عبد مناف رسانيد آنگه آن را به دو نيمه كرد نيمهء در صلب عبد اللّه نهاد و نيمهء در صلب ابو طالب ؛ از نيمهء أوّل و فاضلتر « 3 » مرا آفريد كه محمّدم و مرا نبوّت و رسالت و كتاب داد ، و از نيمهء ديگر على را آفريد و او را شجاعت و طهارت و وصيّت داد ؛ فذلك قول اللّه سبحانه و تعالى : [ وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً ] فأنا و علىّ خلقنا من نور واحد ؛ مرا و على را از يك نور آفريدند . ابو أحمد داود بن سليمان از امام رضا عليه السّلام از پدرانش از علىّ بن ابى طالب عليه السّلام روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزى مرا گفت : يا علىّ أعطيت ثلاثا لم أعطها ؛ أعطيت صهرا مثلى و لم أعط ، و أعطيت مثل زوجتك فاطمة و لم أعط ، و أعطيت مثل الحسن و الحسين و لم أعط ؛ اى على ترا سه چيز داده‌اند كه آن مرا نداده‌اند ؛ ترا پدر زنى چون من داده‌اند و مرا نداده‌اند ؛ و ترا جفتى چون فاطمه داده‌اند و مرا نداده‌اند ؛ و ترا فرزندانى چون حسن و حسين داده‌اند و مرا نداده‌اند . از صادق عليه السّلام روايتست كه حسين بن على عليه السّلام گفت : من روزى

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « نسبت » . ( 2 ) - در تفسير أبو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و اهل البيت » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « از نيمهء اوّل فاضلتر » .