أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
26
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
از باران كه رحمت است و شايد كه مراد اين بود كه فينشربها السّحاب نشرا ؛ به اين بادها ابر را پراكنده و منتشر گرداند پيش از آنكه باران بباراند تا هر پارهء ابر به جائى ديگر ببارد [ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً ] و فرو فرستاديم ما از آسمان آبى پاك و پاك كننده و آنكس كه [ بشرا ] خواند معنى آن بود كه بادهاى بشارت دهنده برحمت خداى پيش از آنكه رحمت خداى برسد ، و [ رياح ] براى آن گفت كه : بادها چهار است شمال و جنوب و صبا و دبور ؛ و بادى كه نه ازين چهار گانه « 1 » بود آن را « نكباء » خوانند ، و بادى كه درخت را « 2 » باردار گرداند « لواقح » خوانند ؛ و أرسلنا الرّياح لواقح ، و آنكه بر ضدّ اين بود و برگ را بريزاند او را « عقيم » خوانند . آنگه بيان غرض از فرستادن باد و باريدن باران كرد [ لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً ] تا زنده كنيم به او زمين مرده را يعنى زمين خشگ و بىنبات را بوجود نبات و گياه زنده گردانيم عبد اللّه مسعود گفت كه : از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه گفت : هيچ سال نباشد كه باران او از سال ديگر بيشتر بود يا كمتر ؛ خداى تعالى روزيها پخشيده است آنچه هر سال كفاف ايشان باشد به آسمان دنيا فرستد بكيلى و وزنى معلوم ؛ و ليكن چون معصيت كنند خداى تعالى باران از ايشان باز گرداند با درياها و بيابانها برد [ و نسقيه ] و ما اين آب را شرابى و نصيبى گردانيديم از جملهء آنچه ما آفريديم چهار پايان را و آدميان را يعنى تا حيوانات را به آن آب دهيم و شراب ايشان گردانيم . [ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 50 تا 53 ] وَ لَقَدْ صَرَّفْناهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُوراً ( 50 ) وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً ( 51 ) فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيراً ( 52 ) وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً ( 53 )
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « چهار گونه » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و بادى كه ابر آورد و درخت را » .