أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

6

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كرد كه هر گاه كه عايشه اين آيت بخواندى چندان بگريستى كه معجر و مقنعه‌اش تر شدى . سوده زن رسول ( ص ) را گفتند كه : تو چرا حجّ و عمره نميكنى چنان كه ديگران ميكنند ؟ گفت : يك بار كه واجب بود كردم پس ازين حجّ و عمرهء من آنست كه از خانه بيرون نيايم چنان كه خداى تعالى ميفرمايد ، و عزم من آنست كه پاى ازين حجره كه رسول ( ص ) مرا بنشانده است بيرون ننهم تا به مردن ، و همچنين كرد و بيرون نيامد تا آنكه جنازه‌اش بيرون آوردند . آنگه گفت : [ وَ لا تَبَرَّجْنَ ] و آراسته پيش مردان مرويد يا تبختر و محاسن خود را ظاهر نگردانيد چنان كه زنان در جاهليّت پيشينه « 1 » كردندى و درين جاهليّت خلاف كردند شعبى گفت : ميان عهد عيسى است و محمّد ، ابو العاليه گفت : روزگار داود و سليمان است كه در آن روزگار زنان جامهء نادوخته داشتندى و اندامهاى ايشان ظاهر شدى . كلبى گفت : روزگار ابراهيم پيغمبر است كه زنان پيراهن خود را از درّ نظم كردندى و پوشيدندى و ببازار و مجمع مردان برآمدندى . قتاده گفت : هر روزگار كه پيش از اسلام بود آن را جاهليّت خوانند . عكرمه از عبد اللّه عبّاس روايت كرد كه : جاهليّت ميان ادريس و نوح بود و آن هزار سال بود و دو بطن از فرزندان آدم يكى ساكن سهل بود و يكى ساكن جبل ؛ مردان كوهستان خوبروى بودند و زنان ايشان زشت روى ، و مردان دشت زشت روى بودند و زنان ايشان خوبروى ، ابليس بر صورت غلامى بيامد و در ميان اين جماعت ناى و بربط بساخت و زدن گرفت آوازى شنيدند كه هرگز نشنيده بودند خبر در نواحى برفت مردم كوهستان بيامدند بنظارهء آن و عيدى بساختند و زنان ايشان آراسته بيرون آمدند مردان كوهستان ايشانرا بديدند بايشان مايل شدند و زنان نيز بايشان مايل شدند و فواحش و ناشايست آشكارا شد فذلك قوله تعالى [ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى ] آنگه امر كرد زنان رسول ( ص ) را به نماز و گفت : [ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ ] نماز بپاى داريد و زكات مال بدهيد و خدا و رسول را فرمان بريد كه خدا ميخواهد تا رجس از

--> ( 1 ) در بعضى نسخ : « اول » .