أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

23

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيات 54 تا 56 ] إِنْ تُبْدُوا شَيْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ( 54 ) لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ وَ اتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً ( 55 ) إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً ( 56 ) حق سبحانه و تعالى بر سبيل تهديد و وعيد گفت : اگر شما چيزى آشكارا كنيد و اگر پنهان داريد خداى سبحانه و تعالى به همه چيزى داناست و برو پوشيده نماند چون آيت حجاب آمد پدران و پسران و برادران گفتند : يا رسول اللّه ما نيز از پس پرده با دختران و مادران و خواهران خود سخن گوئيم ؟ - خداى سبحانه و تعالى اين آيت فرستاد و گفت : هيچ حرجى و بزهء نيست بر زنان در آنكه در پيش پدران و پسران و برادران و برادر زادگان و خواهر زادگان خود بروند و با ايشان سخن گويند و نه در زنان ايشان و نه در آنچه دستهاى « 1 » ايشان مالك گشت از پرستاران ايشان . مفسّران گفتند كه : ذكر عمّ و خال نكرد از براى آنكه ايشان بمنزلهء مادر و پدراند ، بعضى ديگر گفتند كه : مكروهست پيش ايشان رفتن براى آنكه ايشان صفت كنند پسران خويش را [ وَ لا نِسائِهِنَّ ] براى آنگفت كه زنان بيگانه صفت كنند براى شوهران و پسران خود ؛ و همچنين كنيزكان بيگانه ، پس به ظاهر آيت روا نباشد آنان را كه پيش زنان بيگانه روند و نه پيش كنيزكان بيگانه ، آنگه وعظ كرد زنان را و گفت : از خداى بترسيد كه خداى تعالى بر همه چيزى گواه است [ إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ] بدرستى كه خداى سبحانه و تعالى و فرشتگانش صلوات دهند بر پيغمبر [ صلوات ] از خداى ثنا باشد و رحمت ، و از فرشتگانش استغفار و ترحّم [ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ] اى مومنان و گرويدگان شما نيز صلوات فرستيد بر پيغمبر و گردن نهيد و فرمان بريد امر ويرا

--> ( 1 ) در بعضى نسخ : « دست ايشان » .