أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

20

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بود و جويريه و صفيّه و ميمونه و امّ حبيبه ، و چهار زن را ايواء كرد و آن عايشه و حفصه و امّ سلمه و زينب بود و ميان ايشان در قسمت مساوات كرد [ تُرْجِي مَنْ تَشاءُ ] تأخير كنى و بازپس دارى آن را كه خواهى از اين زنان و مأوى « 1 » و جاى دهى با خود آن را كه خواهى [ وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ ] و آن را كه خواهى از آنان كه عزل كرده باشى باز آرى بر تو حرجى و بزه نيست [ ذلِكَ أَدْنى ] اين كه به اختيار تو تفويض كرده‌اند نزديكتر است به آنكه روشن شود چشمهاى ايشان براى آنكه چون ميان ايشان در ارجاء و ايواء و عزل و ابتغاء تسويه كنى دلهاى ايشان به اين خوش باشد و آرمده « 2 » و اندوهگين نباشند و به آنچه بايشان دهى همه راضى باشند كه خداى تعالى ميداند آنچه در دلهاى شماست و اين وعيد است كسى را كه راضى نباشد به آنكه خداى تعالى آن را بمشيّت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تفويض كرد و خداى تعالى هميشه دانا و بردبار بوده است و هست و بعقوبت كردن تعجيل نكند [ لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ ] بعضى مفسّران گفتند : چون آيت تخيير آمد زنان رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در آنكه اگر خواهند دنيا اختيار كنند و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را طلاق دهد و اگر اختيار خدا و رسول كنند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را طلاق ندهد ايشان اختيار خدا و رسول كردند خداى تعالى اين آيت فرستاد كه چون ايشان با تو بساختند و ترا اختيار كردند تو نيز كس ديگر را بر ايشان اختيار مكن كه ترا حلال نيست پس از اين زنان ديگر و نه آنكه ايشان را رها كنى و ببدل ايشان زنان ديگر خواهى و اگرچه حسن و جمال ايشان ترا بعجب آرد و نيكو آيد مگر آنكه مالك شود دست تو آن را و ملك يمين تو باشد آنگه ترا حلال باشد ، ضحّاك گفت : معنى آنست كه روا نيست ترا بر اين زنان كه دارى بدل كنى يعنى اينان را طلاق دهى و زنان ديگر كنى ، طلاق ايشان حرام كرد براى حرمت آنكه ما در مؤمنانند و اختيار خدا و رسول كردند و سراى آخرت ، امّا نكاح زنان ديگر ويرا حلال بود عطا گفت كه : عايشه گفت كه :

--> ( 1 ) در يك نسخه : « آرميده » ، در برهان قاطع گفته : « آرمده بكسر ميم مخفف آرميده باشد يعنى قرار گرفته و ساكن شده و به سكون ميم بر وزن دارنده بمعنى دريغ و افسوس و پشيمانى باشد » . ( 2 ) در يك نسخه : « آرميده » ، در برهان قاطع گفته : « آرمده بكسر ميم مخفف آرميده باشد يعنى قرار گرفته و ساكن شده و به سكون ميم بر وزن دارنده بمعنى دريغ و افسوس و پشيمانى باشد » .