أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

28

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اى ذبح الموت ؛ و هم فى غفلة ؛ و اشارت كرد بدست فرا « 1 » دنيا ؛ و گفت : ايشان در دنيا غافل باشند و از دنيا با ياد نيارند . مقاتل گفت : اگر نه آنست كه خداى تعالى حكم كرده است بتخليد اهل دوزخ درين حال همه از غم و حسرت بمردندى و ذبح مرگ و كشتن او « 2 » بر طريق تمثيل است يعنى چنان پندارى كه اين كبش املح مرگست چون او را كشتند طمع نيست در آنكه او زنده شود همچنين طمع نيست كس را در دوزخ در آنكه بميرد و بمرگ از آنچه دروست رهائى يابد و باز رهد . [ إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ ] آنگه بر طريق وعظ و تذكير گفت كه : ما زمين را و هر چه در زمين است بميراث برگيريم از آنجا كه جملهء اهل زمين بميرند و هيچكس زنده نماند كه بميراث از من اوليتر باشد پسر ميراث ايشان بطريق اولى مرا باشد و براى آن ميراث خواند كه صورت ميراث دارد يعنى همه كس بميرند و هيچكس نماند كه ميراث ايشان برگيرد و همه بگذارند و با ما رجوع كنند و ما جزاى اعمال ايشان بدهيم بر وفق آنچه كرده باشند از نيك و بد . [ سوره مريم ( 19 ) : آيات 41 تا 45 ] وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا ( 41 ) إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً ( 42 ) يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا ( 43 ) يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا ( 44 ) يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا ( 45 ) و ياد كن اى محمّد در اين كتاب قرآن حديث ابراهيم را كه او پيغمبر راستگوى بود

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « [ فرا ] بر وزن سرا بمعنى سوى و طرف و جانب و كنج و گوشه باشد » . و [ اشارت كرد فرا دنيا ] ترجمهء [ و اشار بيده ] است كه در روايات وارد شده و طالب آنها رجوع كند بتفسير الدرّ المنثور ( ج 4 ؛ ص 271 - 272 ) . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « امّا حديث ذبح مرگ على احد وجهين باشد ؛ امّا رسول ( ص ) بر طريق تمثيل گفت و إمّا خداى تعالى اين فرمايد بر طريق تمثيل در قيامت يعنى چنان كه انگاريد كه اين كبش املح مرگست ، چون او را كشتند طمع نيست كس را در آنكه بميرد و بمرگ از آنچه در اوست برهد ؛ اين خبر بر اين تأويل باشد » .