أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
15
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خرد باشد و خداى تعالى در پيش مريم جوى روان پيدا كرد و جوى را براى آن [ سرىّ ] خوانند كه يسرى اى يجرى . [ سوره مريم ( 19 ) : آيات 25 تا 28 ] وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا ( 25 ) فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا ( 26 ) فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا ( 27 ) يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا ( 28 ) خطاب بمريم است ، حق تعالى مريم را گفت بجنبان اين درخت خرما را و بيفشان تا بريزد و بيفتد بر تو خرماى تر و رطب تازه كه گوئيا حالى آن را از درخت چيده باشند و از درخت باز كرده ، ربيع بن خثيم گفت : زاج « 1 » را بهتر از خرما و بيمار را بهتر از انگبين نيست بنزديك من ؛ براى آنكه خداى تعالى مريم را خرما داد و گفت : انگبين شفاست مردمان را . عمرو بن ميمون گفت : زن چون دشوار زايد او را خرما بايد دادن . عايشه گفت : سنّت آنست كه خرما بخايند و در دهن كودك نهند آن ساعت كه بزاده باشند او را كه رسول صلّى اللّه عليه و آله سلّم چنين كردى . اهل اشارت گفتهاند در آن وقتى كه خداى تعالى مريم را گفت : [ وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ ] اى مريم درخت خرما را بفشان ، مريم گفت : بار خدايا « 2 » پيش ازين كه تندرست بودم و رنجور نبودم يعنى رنج
--> ( 1 ) - كذا در نسخهء معتمدى و در بعضى نسخ : « زن زائيده » و در تفسير أبو الفتوح ( ره ) « زائيدن زن را » ؛ در برهان قاطع گفته : « زاج بر وزن باج معرّب زاك است و آن جوهرى باشد كانى شبيه بنمك و زن نوزائيده را نيز تا هفت روز زاج گويند و به اين معنى با جيم فارسى هم آمده است و زاچه بر وزن پاچه بمعنى دوم زاج است كه زن نوزائيده باشد و با جيم ابجد نيز درست است » . ( 2 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « آوردهاند كه چون مريم بكلمهء طيّبهء [ وَ هُزِّي إِلَيْكِ ] مخاطب گشت گفت : بار خدايا پيش از اين كه تندرست بودم و رنجور نبودم روزى به من ميرساندى بىآنكه مرا سعيى بايستى كردن ، اكنون كه به درد مخاض گرفتارم مرا ميفرمائى كه درخت بجنبان تا خرما بيفتد در اين چه حكمت است ؟ - خطاب رسيد كه پيش از اين مجرّد بودى از جميع عوائق و علائق و بالكلّيّة و من جميع الوجوه توجه بما داشتى و اكنون گوشهء دلت بعيسى تعلّقى كرد و محقّقان گفتهاند كه : حكمت در اينكه درخت مأمور نشده بميوه افكندن بدون هزّ و تحريك آنست كه تا بدانى كه عادت الهى جاريست بر اينكه روزى بكوشش و كسب منوط است و حديث : الحركة توجب البركة ، مؤيّد اين است و نعم ما قيل : اگر بىسعى يزدان رزق دادى * بمريم كى ندا دادى كه هزّى »