أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

493

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نموده و از زحمت ديگرى بدون اجازهء صاحب زحمت استفادهء غير مشروع كرده است . گاهى مصحّحى نظر بمرتبهء ايمان و علاقهء خود از اين عقبهء شيطانى مستخلص مىشود ليكن در عقبهء ديگر گرفتار ميگردد به اين معنى كه تصريح بنام كتاب در جزء مراجع تصحيح خود مىكند و بيست يا سى كتاب را يكنواخت قطار كرده مأخذ تصحيح خود معرّفى مينمايد در صورتى كه مأخذ اصلى او از ميان آنها يك كتاب بوده است زيرا چون دقّت شود معلوم ميگردد كه دو ثلث كتاب مورد تصحيح يا بيشتر آن مثلا بوسيلهء آن كتاب تصحيح شده و از باقى كتب از هر يكى در تصحيح دو كلمه يا سه عبارت يا ده مطلب استفاده شده است پس اين معرّفى كنندهء مآخذ در اين صورت گمان مىكند كه بنام كتاب تصريح كرده است در صورتى كه غافل از آنست كه با اين عمل خود پى را گم كرده و تعميهء عجيبى به كار برده و حقيقتى را نابود كرده است زيرا در اين قبيل موارد بايد صريحا اعتراف كند كه مأخذ اصلى وى در تصحيح خود فلان كتاب بوده و از ساير كتب نيز در موارد حاجت قليلا استفاده كرده است . بارى اهل فنّ ميدانند كه من چه ميگويم زيرا مكرّر ملاحظه كرده‌اند كه براى تصحيح يك كلمه مصحّح بيچاره ده روز يا پانزده روز رنج برده تا آن را تصحيح نموده است و گاهى در يك فرم هشت صفحه چند تا از اين اغلاط بنحو مزبور درست شده است با اين وضع كتابى را در دست كرده است در صورتى كه منتحل و سرقت كنندهء آن كه بدون رنج كتاب او را در پيشروى خود گذاشته و تصحيحات وى را از كتاب او برداشته بعنوان تصحيح مستقلّ بدون اشاره به اين كه آن را ديگرى تصحيح كرده است بنام خود در كتاب مورد تصحيح خود معرّفى و قلمداد مىكند آيا حال اين مظلوم ستمديده در اين صورت در برابر اجحاف و تعدّى اين بىانصاف نامروّت چه خواهد بود ؟ ! اگر اندكى تدبّر شود معلوم خواهد شد كه تصحيح متون قديمه در اين جزء زمان چنان كه شايد و بايد اگر از تأليف و تصنيف كتب عادى بيشتر نباشد كمتر نيست پس چنان كه استراق و اختلاس مطالب يك مؤلّف زشت و قبيح و ناروا و غير مشروع است همچنين است حال در تصحيح ؛ حاصل آنكه : تا ترا حالى نباشد همچو ما * حال ما آيد ترا بازيچه پيش