أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
399
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفت : آنكه حكم به حق كند و متابعت هوى نكند ، گفت : بار خدايا از بندگان تو كه عالمتر باشد ؟ - گفت : آنكه علم مردمان را با علم خود ضمّ كند باشد كه در آن ميان كلمتى باشد كه او را بر هدايتى راه نمايد يا از هلاكتى باز دارد ، گفت : اگر در ميان بندگان تو از من عالمتر كسى هست مرا بوى راه نماى ، گفت : آرى هست و آن بندهء من خضر است و او از تو عالمترست ، گفت : خدايا او را كجا يابم ؟ - گفت : بر ساحل دريا نزديك صخره ، و علامت آن آنست كه آن ماهى كه در سفرهء شما باشد زنده شود و در دريا برود ؛ بر آن راهى كه ماهى رفته باشد ببايد رفت تا وى را بيابى ، موسى عليه السّلام با جوانى كه با وى بود ساز سفر كردند و در ميان زادى كه برداشتند ماهيى شور بود فذلك قوله تعالى : [ وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ ] ياد كن اى محمّد چون موسى عليه السّلام جوان خود را گفت يعنى وصىّ خود يوشع بن نون بن افراهم بن يوسف را و گفتند : برادر يوشع بود و گفتند : غلامى بود درم خريدهء او ، و گفتند : خدمتگارى بود از آن او ؛ و عرب غلام و خدمتگار را [ فتى ] خوانند و براى آن اضافت كرد با وى كه ملازم وى بود براى تعلّم را « 1 » ، وى را گفت : [ لا أَبْرَحُ ] « 2 » هميشه ميروم تا آنگه كه برسم بجايى كه آن جاى را [ مجمع البحرين ] خوانند جائيست كه مجمع درياى فارس و درياى روم است آنجا كه جانب مشرق است ، محمّد بن كعب گفت : طنجه « 3 » است ، أبىّ بن كعب گفت : افريقيّه است .
--> ( 1 ) - در قديم غالبا دو حرف تعليل « براى » و « را » را باهم به كار ميبردند مانند همين جا . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « اى لا أزال من زال يزال لا من زال يزول ؛ براى آنكه اوّل را خبر بايد و دوم را نبايد و خبر مقدّر است و تقدير آنكه : لا أبرح سائرا أو طالبا ؛ پيوسته طالب و مسافر خواهيم بودن تا آنكه خضر را بيابيم و [ حتّى ] انتهاء غايت را باشد يقال : سرت حتى أدخلها ؛ دخول غايت انتهاء سير باشد گفت : پيوسته خواهيم رفتن تا بمجمع - البحرين رسيم » . ( 3 ) - در مراصد الاطلاع گفته : « طنجه بالفتح ثم السكون و الجيم و هاء فى آخره مدينة على ساحل بحر المغرب مقابل الجزيرة الخضراء من البرّ الاعظم و بلاد البربر و هى قديمة ازليّة على ظهر جبل ماؤها فى قناة تجرى اليهم من موضع لا يعرفون منبعه على الحقيقة ، بينها و بين سبة مسيرة يوم واحد و هى أحد حدود أفريقية من جهة المغرب ، و طنجة أيضا مسيرة برأس عين بها دار و قصر للسلطان » .