أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
394
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
حمل كند ، و ثبر است و او صاحب مصائب است مصيبت رسيدگان را بر جزع و جامه دريدن حمل كند ، و أعور است و او صاحب زناست زنان را بزنا كردن دعوت كند ، و مسوط است و او صاحب اخبار است خبرهاى دروغ در ميان مردم افكند ، و داسم است و او آنست كه چون مرد در خانه رود و سلام نكند و نام خداى نبرد چون طعام خورد باوى طعام خورد . شعبى گفت : روزى حمّالى ميگذشت خنبى « 1 » در پشت گرفته بنهاد و مرا گفت : شعبى توئى ؟ - گفتم : آرى ، گفت : ابليس را زن بود ؟ - گفتم : من به آن عرس حاضر نبودم آنگه اين آيتم ياد آمد [ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ ] دانستم كه فرزند بىزن نباشد ؛ گفتم : بلى زن بود و فرزندان . قتاده گفت : ايشان را تولّد باشد چنان كه بنى آدم را ، ابن زيد گفت : آدم أبو البشر است و ابليس أبو الجنّ ، و هيچ آدمى نباشد إلّا كه با وى يكى باشد از فرزندان وى كه وى را اغواء و اغراء مىكند . [ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ] بد بدل است ظالمان را و كافران را إبليس و فرزندانش از خداى تعالى كه فرمان او رها كنند و فرمان ابليس پيش گيرند . [ ما أَشْهَدْتُهُمْ ] « 2 » سبب نزول آيت آن بود كه كافران كه بابليس و شياطين تولّا كردند براى آن بود كه اعتقاد كرده بودند كه ايشان غيب دانند تا ايشان را از غيب آسمان خبر دهند و بر أصول « 3 » آن واقف گردانند خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : ايشان غيب آسمان چه دانند و اصول آن چه شناسند ، من ايشان را حاضر نگردانيدم بآفريدن آسمان و زمين و نه بآفريدن نفس ايشان تا ايشان مرا بر آن
--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « خنب بضمّ اوّل و سكون ثانى و باى ابجد خم را گويند و آن ظرفى باشد كه شراب و امثال آن را در آن كنند » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « قوله [ ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ] سبب نزول اين آيت و وجه اتّصال او بآيت مقدّم آنست كه ايشان تولّاى ابليس براى آن كردند كه اعتقاد كرده بودند كه ابليس و شياطين غيب دانند » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « أحوال » .