أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

389

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گفتند « 1 » : خداى تعالى دنيا را تشبيه كرد به آب براى آنكه در يكجاى قرار نگيرد بلكه رونده باشد چون راه يابد برود ، و اگر در جائى بازدارندش روزى بماند آنگه زايل شود بعضى به زمين فرو شود و بعضى هوا ببرد ، دنيا همچنين است نماند و اگر روزى چند بماند باز فانى شود . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 47 تا 49 ] وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً ( 47 ) وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً ( 48 ) وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً ( 49 ) ياد كن اى محمّد آن روز را كه ما كوهها را برفتن آريم و روان گردانيم و از ايشان اثر نگذاريم همه را چون گرد در هوا پراكنده گردانيم و تو در آن روز زمين را

--> ( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : « أمّا قوله [ كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ ] به ظاهر چنان مينمايد كه تشبيه حيات دنيا بآبست و أهل اشارت گفتند : اشارت در آنكه خداى تعالى دنيا را به آب تشبيه كرد آنست كه آب قرار نگيرد بيك جاى بلكه رونده باشد چون راه يابد ؛ دنيا همچنين بر كسى بنماند ، دگر آنكه بر يك حال بنماند چون جائى بازدارند لون و طعم و رائحه‌اش متغيّر شود ؛ دنيا همچنين بر يك حال بنماند يك بار اقبال كند و يك بار ادبار ، دگر آنكه آب را اگر در يكجاى بدارند روزى چند بماند باز خوشد بهرى به زمين فرو شود و بهرى هوا ببرد ؛ دنيا همچنين است روزى چند بماند و باز فانى شود ، دگر آنكه آب ممكن نباشد كه كسى در او شود و بعضى در او نگرد - ( كذا ؟ ) - وتر نشود ؛ دينا همچنين است هيچكس نباشد كه از فتنه و بليّهء او بسلامت ماند ، دگر آنكه آب چون به اندازه بود نفع دهد و چون زيادت شود خرابى دهد ؛ دنيا همچنين است ، تا باندازهء بود نافع بود چون از اندازه بشود همه مضرّت بود ، امّا درست آنست كه خداى تعالى تشبيه دنيا كرد به اين جمله ؛ حديث كرد به آب باران كه از آسمان بيايد در وقت ربيع و بر زمين آيد و از زمين نبات برويد تا فصل ربيع باشد و هوا باعتدال و باران ميآيد آن نبات سبز مىشود چون فصل تابستان درآيد و باران از آسمان نيايد نبات خشك شود و بيفتد و باد آن را پراكنده كند و آنكه اوّل گفتيم سخن أهل تذكير است » .