أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

368

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

عبد اللّه عبّاس گفت : با معاويه بغزوة المضيق بوديم بروم بغار أصحاب الكهف بگذشتيم معاويه گفت : برويم و أصحاب الكهف را ببينيم من گفتم : ترا برايشان راه نبود كه آنكس كه به از تو بود هم راه نيافت و او را گفتند : لو اطّلعت عليهم لولّيت منهم فرارا و لملئت منهم رعبا ؛ معاويه گفت : من از اينجا نروم تا حال ايشان ندانم آنگه قومى را بفرستاد و گفت : برويد و ما را خبرى آريد ، چون برفتند و پاى در غار نهادند خداى تعالى بادى بفرستاد كه همه را از آن غار بيرون كرد نتوانستند ديدن . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 19 تا 20 ] وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً ( 19 ) إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً ( 20 ) و همچنين ما ايشان را از خواب برانگيختيم و بيدار كرديم تا يكديگر را پرسند و حال خود از يكديگر تفحّص كنند و آنچه خداى تعالى با ايشان كرد بدانند و از آن اعتبار گيرند و استدلال سازند بر معرفت صانع خود تا يقين‌شان بيفزايد [ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ ] گويندهء از ايشان گفت و آن مكسلمينا بود : [ كَمْ لَبِثْتُمْ ] چند گاه است تا شما در اين جايگاه مقام كرده‌ايد ؟ - گفتند : روزى يا بهرى از روزى ، و اين براى آن گفتند كه بامداد بود كه ايشان در غار رفتند و پس از زوال بود كه بيدار شدند چون درازى ناخن و موى خود نگاه « 1 » كردند « 2 » بدانستند كه بيشتر از اين است و ندانستند كه چند است ، گفتند : خداى شما عالمتر است به آن مدّت كه شما درنگ كرده‌ايد « 3 » شما ندانيد و به اين علم راه نبريد ، آنچه مهم‌ّتر است آن را باشيد اكنون

--> ( 1 ) - در بعضى از نسخ : « و موى ختنگاه ملاحظه » . ( 2 ) - اين بنابر قوليست كه طول زمان در حال ايشان تغيير داده باشد و آن مسلّم نيست از اينجاست كه خفاجى در شرح شهاب در شرح اين قول بيضاوى « فلمّا نظروا الى طول أظفارهم و أشعارهم قالوا هذا » گفته : « قد مرّ اعتراض أبى حيّان عليه و جوابه و ارتضى بعض المفسّرين أنّ اللّه لم يغيّر حالهم و هيئتهم ليكون آية بيّنة » . ( 3 ) - ترجمهء [ بِما لَبِثْتُمْ ] است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن گفته : « ما مصدرى است اى بلبثكم و المعنى بمدة لبثكم » .