أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

38

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

شما را مجاهد نداند در حال و اگرچه فيما لم يزل عالم بود بساير معلومات و علم به آنكه آن چيز خواهد بود علم بود بوجود آن چيز چون موجود شود « 1 » و گفته‌اند كه : معنى آن است كه خداى تعالى با شما معاملهء آنان كرد كه ايشان به اختيار و امتحان استخراج احوال غيرى كنند كه ندانند تا بدانند چون تكليف آن صورت داشت اين عبارت بر او اجرا كرد [ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا ] و خداى تعالى هنوز از ايشان ندانسته است كه ايشان از خداى و رسول و مؤمنان دوستى خالص گرفته‌اند يعنى هنوز ناگرفته‌اند ، و مراد بنفى علم نفى معلوم است و خداى تعالى به آنچه شما مىكنيد دانا و باخبر است جزاى آن از نيك و بد بشما رساند . [ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 17 تا 18 ] ما كانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ ( 17 ) إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسى أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ( 18 ) عبد اللّه عباس گفت : سبب نزول آيت آن بود كه چون پدرم را باسيرى گرفتند روز بدر مسلمانان روى در وى نهادند و او را ملامت كردند بكفر و قطع رحم و سخن درشت در روى او گفتند عباس گفت : چون است كه مساوى ما مىگوئيد و محاسن ما نمىگوئيد و فراموش كرده‌ايد ؟ ! امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : چه محاسن است شما را ؟ - گفت : عمارت مسجد الحرام و حجابت كعبه و سقايت حاجّ و فكّ الاسرى ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و ردّ كرد بر عبّاس و گفت : مشركان را نباشد و درست نبود كه عمارت مسجد الحرام كنند در آن حال كه ايشان بر خود بكفر اقرار دهند و گواه باشند يعنى افعالى كنند كه دليل كفر ايشان كند تا بمنزلت آن باشد كه بر خود گواهى داده باشند يعنى ايشان را نرسد كه خود را از عمّار مسجد الحرام خوانند و ايشان بر كفر اصرار نموده باشند و مسجد حرام را [ مساجد ] خواند بر لفظ جمع از بهر آنكه

--> ( 1 ) نص عبارت ابو الفتوح اين است ( ج 2 چاپ اول ص 562 ؛ و س 22 ) : « و معنى آنكه شما هنوز جهاد ناكردهء تا خداى شما را مجاهد داند چه تا ايشان مجاهد نباشند خداى ايشان را مجاهد نداند در حال و اگرچه فيما لم يزل عالم بود بساير معلومات و العلم بأن الشىء سيوجد علم باشد بوجوده اذا وجد ، تا كسى گمان نبرد كه علم بعد أن لم يعلم تعلق دارد بالشيء على ما هو به نگرداند » .