أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
34
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مذهب ايشان نبودند مىكشتند اتّفاقا كاروانى بايشان بگذشت و ابو الهذيل علّاف در ميان ايشان بود و ايشان بترسيدند و اميد از جان خود برداشتند ابو الهذيل گفت : انديشه مداريد و اين كار با من گذاريد كه من دفع اينان بكنم ايشان رسيدند و پرسيدند كه : شما چه مردمانيد ؟ و از كدام قوميد ؟ - ابو الهذيل گفت : ما قومى از مشركان مستجيرانيم آمدهايم تا كلام خداى بشنويم خارجيان گفتند : مرحبا بكم ، و آياتى چند از قرآن بر ايشان خواندند : ايشان گفتند : آمنّا و صدّقنا ، گفتند : آجرناكم ، شما در جوار مائيد برويد بسلامت ، ابو الهذيل گفت : نه ؛ حقّ ما تمام نگزارديد ، گفتند : چگونه ؟ - گفت : ما را بامنگاه « 1 » رسانيد نه خداى تعالى مىگويد : و ان أحد من المشركين استجارك فأجره حتّى يسمع كلام اللّه ثمّ أبلغه مأمنه ، گفتند : راست گفتى با ايشان برفتند و ايشان را بامنگاه « 2 » رسانيدند آنگه خداى تعالى بر سبيل انكار و تعجّب گفت كه : مشركان را چگونه عهدى بود بنزديك خداى و پيغمبرش ؟ ! يعنى اين نباشد و محال بود كه ايشان را عهدى بود با غدرى و خيانتى كه در دل خود دارند طمع در عهد ايشان مكنيد كه بعهد خود وفا نكنند مگر آن كسانى كه شما با ايشان عهد كردهايد نزديك مسجد الحرام عبد اللّه عباس گفت كه : قريش بودند مجاهد گفت : خزاعهاند ابن اسحاق گفت كه : قومىاند از بنى كنانه و بنى ضمره كه ايشان غدر نكردند و عهد نشكستند پس مادام تا ايشان بر عهد مىباشند و استقامت مىكنند شما نيز بر آن عهد باشيد و متعرّض مشويد كه خداى تعالى متّقيان را دوست مىدارد و پرهيزگاران را آنگه بر سبيل انكار و استبعاد و ثبات مشركان بر عهد تكرار استفهام كرد و گفت : چگونه ايشان را عهدى باشد يا چگونه ايشان را نكشيد و چگونه مراقبت عهد و حرمت ايشان بكنيد كه اگر چنان بودى كه ايشان را بر شما ظفرى بود « 3 » و دست يابند بر شما نه مراقبت عهد شما كنند و نه حرمت خويشى شما نگاه دارند و شما را زنده رها نكنند پس شما بر ايشان چگونه
--> ( 1 ) در بعضى از نسخ : « مأمنگاه » و در تفسير ابو الفتوح : « مأمن » . ( 2 ) در تفسير ابو الفتوح و بعضى از نسخ : « مأمنگاه » . ( 3 ) در غالب نسخ : « بودى » .