أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

22

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ايشان يك بار از امهال و يك بار از تعجيل عقوبت . [ سوره الأنفال ( 8 ) : آيه 72 ] إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 72 ) . حقّ سبحانه و تعالى چون ذكر كافران كرد و آنچه ايشان كردند و آنچه در حقّ ايشان فرمود عقب آن ذكر مؤمنان مهاجر مجاهد كرد و گفت : آنان كه ايمان آوردند و بگرويدند بخداى تعالى و رسول و آنچه تصديق آن واجب است و هجرت كردند و از مكّه بمدينه آمدند در موافقت تو ، و خان و مان خود رها كردند و در راه خداى تعالى جهاد كردند بمال و جان ؛ مال بذل كردند و جان در راه حقّ صرف ، و آنان كه ترا و اصحاب ترا جاى دادند و با خود گرفتند و نصرت و يارى كردند يعنى انصاريان كه اهل مدينه بودند ايشان آنانند كه بهرى از ايشان دوستان بهرى اند از روى معنى و حكم ايمان و احكام اسلام همه يكىاند و امّا آنان كه ايمان آوردند و هجرت نكردند و با تو از مكّه بمدينه نيامدند ، شما را از ولايت و ميراث ايشان هيچ نباشد حسن و قتاده گفتند : مراد آنست كه : ايشان اولياى يكديگرند در ميراث و ترا از ايشان نفعى نيست و اين آن بود كه در بدايت اسلام ميراث بايمان بود و هجرت ؛ تا آنان كه هجرت نكردند ايشان را از ميراث مهاجران « 1 » چيزى نرسيدى اگرچه خويشان بودندى و مؤمن بودندى براى آنكه هجرت نكرده بودند چون آيت « أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى » آمد آن را منسوخ كرد باقر عليه السّلام گفت : بمواخات اوّل كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در ميان ايشان داد ميراث گرفتندى بعضى ديگر گفتند كه : مراد بولايت يكدستى است و آنكه حكم ايشان يكى باشد ، فرق كرد ميان اينان و ايشان چه ايشان را ايمان و هجرت بود و اين قوم ديگر را ايمان بود بىهجرت ، گفت : حكم ايشان ديگرست كه ايشان بمثابت يكتن اند

--> ( 1 ) در بعضى نسخ : « مهاجريان » .