أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

7

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

از راه خداى كه اسلام و شريعت است منع ميكنند و خداى تعالى بر آنچه ايشان ميكنند عالم است و بر ايشان قادر است همه در قبضهء قدرت وىاند و او محيط است با ايشان . [ سوره الأنفال ( 8 ) : آيه 48 ] وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 48 ) . عبد اللّه عباس و سدى و كلبى گفتند كه : چون قريش خواستند كه از مكّه بيرون آيند ايشان را با ياد آمد كه ميان ايشان و ميان بنى كنانه كارزارى هست و كينهء قديم ؛ گفتند كه : مبادا « 1 » كه اين كنانيان ما را تعرّض رسانند ما را دو فرقه بايد شدن چون دو گونه خصم پيش آمد ما را ؛ درين توقّف بايد كرد و انديشه كار بايد بست ، ايشان درين بودند كه ابليس آمد بر صورت سراقة بن مالك بن جعشم كنانى و او از جملهء اشراف و رؤساء كنانه بود و قريش را دلگرمى داد و گفت : مترسيد ؛ لا غالب لكم اليوم من النّاس ، خداى تعالى ميگويد كه : ياد كنيد آن را كه شيطان بر صورت سراقه بيامد و اعمال كافران مكّه را تزيين كرد و در چشم و دل ايشان آراسته گردانيد و ايشان را گفت كه : امروز هيچكس از مردمان شما را غلبه نتواند كرد و من همسايهء شما و پشت و پناه شما و زينهار دهندهء شماام برويد و مترسيد ، چون ايشان اين بشنيدند گفتند كه : از بنى كنانه ايمن شديم و روى ببدر نهادند و شيطان با ايشان بود ، راست چون دو لشكر روى بهم آوردند و مدد فرشتگان از آسمان برسيد ابليس بترسيد و بر آن عقب كه آمده بود بازگشت و بگريخت درين حال ابليس دست در دست حارث بن هشام نهاده بود در صف مشركان استاده بر صورت سراقه چون فرشتگان را ديد و جبرئيل را كه در پيش اشتر رسول صلّى اللّه عليه و آله استاده عنان او بر دست گرفته ، او را بشناخت روى بهزيمت آورد و حارث وى را گفت : اى سراقه در مثل اين حال كجا ميروى و شرم ندارى كه در چنين وقت ما را رها ميكنى ؟ - گفت : بيزارم از شما ؛ من مىبينم آنچه شما نمىبينيد من از خداى مىترسم آنگه

--> ( 1 ) در غالب نسخ اين تفسير : « نبايد » و در تفسير ابو الفتوح : « مباد » .