أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
32
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گيريد بدون خداى جهانيان ، صورت استفهام است و مراد توبيخ و تقريع آن قوم كه اين اعتقاد كردند و اين چنان بود كه يكى از ما گويد كسى را كه : تو فلان كار كرده ؟ و داند كه او نكرده است بحضور آنكس كه دعوى كند و حواله كند آن كار را به دو و غرضش تكذيب او باشد ، وجهى ديگر آنست كه : عيسى عليه السّلام بى خبر بود از آنكه ترسايان در حقّ او گفتند و در حقّ مادر او از پس او ، خداى تعالى اين آيت بگفت به صورت استفهام و مراد اعلام عيسى بود تا بداند كه : قوم از پس او درو چه محال گفتند ، عيسى جواب دهد و گويد : منزّهى و دورى از عيب تر است ، مرا نباشد كه چيزى گويم كه حقّ من نباشد اگر من گفته باشم تو دانسته باشى ، تو دانى آنچه در نفس من باشد و من ندانم آنچه در نفس تو باشد يعنى آنچه در دل و غيب من است تو دانى و آنچه در غيب و علم تو است من ندانم ؛ از آنكه توئى كه دانندهء غيبهائى و كارهاى پوشيده ، و غيب را براى آن نفس خواند كه محلّ او در تن پوشيده باشد چون محلّ نفس كه حيات است و روا بود كه در حقّ قديم تعالى بر سبيل ازدواج بود . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 117 تا 118 ] ما قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ ما أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ( 117 ) إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 118 ) عيسى عليه السّلام جواب دهد و گويد : بار خدايا من نگفتم ايشان را الّا آنچه تو مرا فرمودى از دعوت كردن ايشان با خداى و گفتن كه : بپرستيد خداى را ؛ آن خدائى كه خداى من و خداى شماست ، و من گواه بودم بر ايشان بر آنچه ايشان ميكردند مادام كه در ميان ايشان بودم پس از آنكه مرا بميرانيدى و جان من برداشتى ؛ گفتند كه : اين دليل است بر آنكه خداى تعالى عيسى را بميرانيد و آنگه زنده گردانيد و بر آسمان برد چون مرا از ميان ايشان بردى تو رقيب و نگاهبان بودى بر ايشان و مراقب حال ايشان و تو بر همه چيزى گواه و حاضرى و به همه چيزى عالم ؛ اگر عذاب كنى ايشان را ايشان بندگان تواند كس را نبود و نرسد كه ترا منع كند از آن