أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
18
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفت : حذافة القيس الزهرى ، مادرش گفت : ما رأيت ولدا اعقّ منك ، من فرزندى از تو عاقّتر نديدم از كجا ايمن بودى كه مادرت كارى كرده باشد در جاهليّت كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله بپرسيدى تا درين مجلس بدان رسوا شدى گفت : و اللّه كه اگر مرا ببندهء سياهى الحاق كردى من گردن نهادمى امر او را ، مردى ديگر برخاست و گفت : يا رسول اللّه أين أنا ، من كجاام ؟ - گفت : بدوزخ ، جماعتى از صحابه گفتند : يا رسول اللّه رضينا باللّه ربّا ، و بالإسلام دينا ، و بمحمّد نبيّا ، و بالقرآن كتابا ، و برخاستند و پاى رسول را بوسه دادند و گفتند : يا رسول اللّه ما مردمانى قريب العهديم بجاهليّت از ما عفو كن كه خداى تعالى ترا عفو كناد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله دلخوش شد و گفت : بآنخداى كه جان من بامر اوست كه درين ساعت بهشت و دوزخ در برابر من مصوّر كرده بودند و من در وى مىنگريدم و اهل آن را ميديدم خداى تعالى ايشان را اين آيت فرستاد و نهى كرد از مثل اين سؤالها امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : سبب نزول اين آيت آن بود كه چون خداى تعالى حجّ فرمود عكاشه بن محصن برخاست و گفت : افى كلّ عام ، در هر سالى بايد كرد ؟ - رسول صلّى اللّه عليه و آله سر بگردانيد ، ديگر بار گفت ، جواب نداد سيم بار باز گفت ، گفت : ويحك ما يؤمنك ان اقول نعم ؟ - چه ايمنى ؟ - كه گويم : آرى ، آنگه واجب شود و آنگه اگر نكنى هلاك شوى چرا رها نكنيد ، نميدانيد كه آنان كه پيش از شما بودند بسؤال هلاك شدند چون شما را چيزى فرمايم امتثال كنيد و چون نهى كنم اجتناب كنيد ، ميگويد : اى مؤمنان و گرويدگان از چيزهائى كه شما را به كار نيايد مپرسيد كه چيزها باشد كه اگر بر شما آشكارا كنند بترسيد و اندوهگن گرداند شما را و اگر رها كنيد تا قرآن فرو آيد بحسب مصلحت آنگه سؤال كنيد براى شما آشكارا گردانند و بيان كنند ، نهى است مؤمنان را از تعجيل سؤال و استكشاف آن چيزها كه خداى تعالى خواهد تا بوقت خود بيان كند يا صلاح در آن باشد كه پوشيده باشد يا مجمل ، اكنون خداى تعالى از آن در گذشت و عفو كرد و ديگر با سر آن مرويد و سؤال مكنيد و خداى تعالى آمرزنده و مهربان است : برحمت بيامرزد و تعجيل نكند بعقوبت كه تعجيل آن كند كه از فوت ترسد جماعتى كه از پيش شما كردند مثل اين سؤالها چون قوم صالح كه