أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

8

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 93 ] لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ( 93 ) بعضى مفسّران گفتند : چون عبد اللّه عباس و انس مالك و براء و مجاهد كه سبب نزول آيت آن بود كه چون تحريم خمر آمد جماعتى صحابه گفتند : احوال برادران ما كه پيش ازين بودند و ايشان بر تحريم خمر خوردن رفتند چگونه باشد ؟ - خداى تعالى آيت فرستاد و بيان كرد و گفت : بر آن كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند آنچه ايشان تعاطى كردند در خمر پيش از تحريم برايشان هيچ حرجى و بزهء نيست چون تقوى و پرهيزگارى كردند و از محرّمات اجتناب كردند و ايمان آوردند و عمل صالح كردند و براى آن ذكر اتّقاء مكرّر گردانيد كه مراد باوّل اتّقاء معاصى است و بدوّم استمرار و استدامت بر آن و بسيّم اتّقاء مظالم العباد ، وجهى ديگر آنكه مراد باوّل اتّقا باشد از معاصى كه در زمان گذشته كرده باشند و بدوّم اتّقاء معاصى باشد در حال و بسيّم مراد استقبال باشد يعنى حذر كردن از معاصى و ايمان آوردن و عمل صالح كردن پس در حال حذر كردند و بر ايمان دوام و ثبات نمودند آنگه در استقبال از معاصى حذر كردند و احسان و نيكوئى كردند و خداى تعالى نيكو كاران را دوست دارد . در خبر است كه در عهد عمر خطاب قدامه بن مظعون خمر خورده بود و مست در بازار آمد او را بگرفتند و پيش عمر بردند عمر او را گفت : چرا خمر خوردى ؟ - گفت : براى اين آيت كه خداى تعالى گفت : [ لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا ] الآية ، عمر را شبهه حاصل آمد حدّا و در توقّف نهاد ازين حال امير المؤمنين على عليه السّلام را خبر دادند برخاست و به مسجد آمد و عمر را گفت : چرا قدامهء مظعون را حدّ نزدى ؟ - گفت : او آيتى آورد از قرآن و اين آيت بر خواند ، گفت : او را پيش من آوريد او را پيش امير المؤمنين آوردند گفت : چرا خمر خوردى ؟ - آيت نيارست خواند گفت : ندانستم كه خمر حرام است گفت : او را ببريد و گرد مهاجر و انصار بر گردانيد تا آيت تحريم خمر كسى برو خوانده است يا نه ؟ جماعتى آمدند و گواهى دادند كه