سيد أحمد صفائي
36
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي )
آثار حياتش را مترتب مى سازيم چه نزد ما حاضر باشد چه از نظر ما پنهان . وبراي اين مسأله مثالي بيان كرد وگفت هرگاه مردى با عيال خود نزديكى كند سپس مسافرت به مكة نمايد يا از ما پنهان شود بر ما لازم است كه أو را زنده بدانيم يعنى ملتزم به آثار حياتش باشيم تا هنگاميكه مرگش به قطع يا به يكى از طرق شرعي ثابت شود . يحيى بن خالد اين پاسخ را به عرض هارون رساند واز فرداى آن روز مأمورين را براي گرفتن أو فرستاد . مأمورين به منزل هشام آمدند وأو را نيافتند واين خبر به هشام رسيد ومتوارى شد ودو ماه نگذشت كه هشام از دنيا رفت . وبنا به روايت ديگر وسيله ديگرى فرآهم كرد وآن عبارت از مجلس مناظره ييست كه يحيى بن خالد در دربار تشكيل داد وبا تبانى قبلي مناظرين ، هشام را وارد بحث امامت كردند وهارون هم سخنان هشام را استماع مىكرد وبعد از گفتگوى بسيار سخن هشام به اينجا رسيد كه اگر امام مرا امر به جنگ نمايد أطاعت مىكنم . از شنيدن اين جمله قيافه هارون تغير كرد وگفت هشام مطلب را آشكار كرد . بلافاصله امر بگرفتن هشام كرد ، هشام به مداين فرار كرده از آنجا بكوفه گريخت ، ودر منزل ابن شرف پنهان شد تا از دنيا رفت . ما اين مناظره هشام را در بخش مناظرات مفصلا بيان خواهيم كرد . عقايد وأفكار ديني ومذهبي هشام بن الحكم عقيدة " هشام " راجع به خداى جهان آفرين وتوحيد با عقيدة خدا پرستان وموحدان موافق مىباشد فقط امتيازى كه " هشام " نسبت به أكثر يكتا پرستان دارد اينست كه توحيد " هشام " توحيد يقيني تحقيقى است و " امام صادق " ( ع ) " هشام " را چنان تربيت كرده كه با على مدارج يقينش رسانيده تا آنجا كه گويى خدا را ديده است وايمانش به خدا وتوحيد وى ايمان حسى است ، چه " ابن أبي العوجا " با اينكه معاند است در يك جلسه مصاحبه با امام اعتراف مىكند كه آن قدر آثار قدر خدا را برايم بيان كرد كه نزديك بود خداوند را در برابر چشمانم مجسم