سيد أحمد صفائي

16

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي )

نائل گرديد واز اشراق أنوار آن نير أعظم دانش ، دلش به نور ولايت منور گرديد ، به اعتراف هشام با نظر ، أو را تربيت وهدايت فرمود . عمر بن يزيد مىگويد كه بعدا از هشام سؤال كردم آن ملاقاة چگونه برگزار شد ؟ گفت من قبلا به مكان موعود رسيده ، به انتظار مقدم شريفش بودم ، ناگهان در حالي كه سوار بر استر بود تشريف آورد ، هنگاميكه به من نزديك شد وچشمم به جمالش افتاد ، چنان رعب وهيبتي از ملاقاة آن بزرگوار به من دست داد كه نيروى انتخاب مطلب براي پرسش ، بلكه قدرت گفتار را از دست دادم ، زماني حضرتش منتظر گفتار وپرسش من بود ، اين انتظار با وقار باعث فزونى تحير وبيخودى من شد ، عاقبت مرا به حال خود گذاشته ، مركب به بعضي از كوچه‌هاى حيره راند ، پس از تشريف بردنش به خود آمده يقين كردم كه آن حالت ، فقط از نظر عظمت روحاني وموقعيت رباني أو بر من عارض شده . پس از اين نظره الهى ديده دلش بينا گشته از ارادتمندان آستان ولايت گرديد ، واز مكتب امام صادق ( ع ) كه مكتب پر فيض بود استفاده علمي واخلاقى بسيار كرد ، واز محضر امام صادق كه هماره مجلس درس وبحث بود به بحث در موضوعات مختلف اسلامى وآداب مناظره آشنا شد ومشكلات علمي خود را با بيانات امام صادق حل كرد . مرحوم مامقانى ( 1 ) در تنقيح المقال مىنويسد : " هشام " 500 مسأله

--> ( 1 ) مامقانى كه نامش عبد الله بن محمد حسن مامقانى است متولد سال 1290 ه‍ واز مجتهدين بنام ونويسندگان قرن چهاردهم هجرى است : در علم وتقوى ومخالفت هوى مورد اتفاق أهل زمان خود بوده در علوم بسيارى اطلاعات عميق داشته ودر فقه وأصول شاگرد والدش مرحوم آيت الله محمد حسن مامقانى بوده وبا والد نگارنده حجة الاسلام آقا سيد مرتضى صفائى كه فعلا مجاور نجف اشرف مىباشد رفاقت وصداقت صميمانه داشت واين رفاقت از مصاحبت در درس وبحث از زمان تحصيل سرچشمه گرفته تا زمان درگذشت مامقانى پاينده بود ولذا بسيارى از تأليفات مطبوعش را براي پدرم به قزوين مىفرستاد . مرحوم مامقانى داراى تأليفات بسيارى است مهمترين تأليفات وى كتاب تنقيح المقال مىباشد كه در أحوال رواة أحاديث ورجال اخبار است واز چهل كتاب رجال استخراج شده با رعايت تنقيح وتهذيب وتوضيح اضافه بر نكات دقيق وتحقيقات رشيق ومىتوان گفت تاكنون كتابي به اين جامعيت وتفصيل وتهذيب وانضباط وأسلوب وروش ، در علم رجال نوشته نشده واينك اين كتاب ، دانشمندان وفقها ومجتهدين را از كتب ديگر رجال بي نياز ساخته وكاملا مورد استفاده آنان قرار گرفته والحق چنان كه خود آن مرحوم يادآورى نموده ونمونه‌هايى از مساعدت أنفاس قدسي امام زمان ذكر كرده بدون مدد غيبى وتوجه مخصوص ولى عصر ( عج ) تأليف چنين كتابي در سن پيرى وشيخوخت با داشتن مشاغل ديگر از درس وبحث ومرجعيت در مدت كوتاهى ( سه سال ) از قدرت بشر خارج است جزاه الله عن الاسلام خير الجزاء .