أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

73

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آيد منكر شود اين استحلال و خيانت ايشان براى آنست كه ايشان گفتند : بر ما حرجى نيست در مال عرب و به [ اميين ] عرب را خواست « لقوله هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ » و مراد به [ سَبِيلٌ ] حرج است لقوله « ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ » اى من حرج گفته‌اند كه : ايشان گفتند كه : مالهاى عرب ما راست و ايشان بر ما غصب كردند بهر وجه كه فرصت يابيم ما را حلال بود كه مال ايشان برگيريم مقاتل گفت : ميان جهودان معاملتى بود چيزى بدادند و چيزى بماند آنان كه صاحب حقّ بودند ايمان آوردند چون وقت اداء مال در آمد تقاضا كردند ايشان گفتند : ما را چيزى بشما نمىبايد دادن كه شما دين مارها كرده‌ايد و بدين محمّد رفته و دعوى كردند كه در كتاب ما چنين است خداى تعالى ايشان را تكذيب كرد و گفت : [ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ ] بر خداى دروغ ميگويند و ميدانند كه آنچه ميگويند دروغ است در خبرست كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون اين آيت آمد گفت : ما من شىء كان فى الجاهليّة الّا تحت قدمى إلّا الأمانة فانّها مؤدّاة إلى البرّ و الفاجر ، گفت : هيچ چيز نيست كه در جاهليّت بود و الّا آن در زير پاى منست الّا امانت كه با خداوندش بايد داد آنگه حقّ تعالى گفت : [ بَلى مَنْ أَوْفى ] اى ليس الامر كما زعموا ، نه چنانست كه ايشان گفتند و لكن هر كس كه وفا كند بعهدش يعنى بر آن عهد كه خداى برو گرفته است در توراة از ايمان بمحمّد و قرآن و اداى امانت و تقوى بر زد و از معاصى اجتناب كند و از خداى بترسد در امانت خيانت نكند خداى تعالى متّقيان را دوست دارد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه : هر كه سه خصلت درو حاصل بود منافق بود اگرچه نماز كند و روزه دارد ، چون حديث كند دروغ گويد ، و چون وعده دهد خلاف كند ، و چون امانت به دو دهند خيانت كند ابو سعيد خدرى روايت كرد كه : بازرگان امين و راستيگر فرداى قيامت با صدّيقان و شهيدان بود . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 77 ] إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 77 ) كلبى گفت : جماعتى از علما و احبار جهودان در سال قحط بنزديك كعب اشرف