أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
70
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و شما گواهى ميدهيد كه : نعت و صفت او در توراة و انجيل است اى جهودان و ترسايان چرا حق را بباطل مىپوشيد يعنى اسلام بجهودى و ترسائى ابن زيد گفت : چرا توراة را كه حقّ است بتحريف و تصحيف مىپوشيد و پنهان ميكنيد و ايمان بموسى و عيسى بكفر محمّد پوشيده ميگردانيد ؟ و چرا حقّ را باز ميپوشيد و پنهان ميكنيد يعنى نعت و صفت محمّد را ؟ و شما ميدانيد كه او حقّ است و پيغامبر صادق . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 72 تا 74 ] وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 72 ) وَ لا تُؤْمِنُوا إِلاَّ لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدى هُدَى اللَّهِ أَنْ يُؤْتى أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ أَوْ يُحاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ ( 73 ) يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ( 74 ) سدّى گفت : دوازده كس از اهل كتاب از جهودان خيبر و دههاى عرنيه مؤاطاة كردند و گفتند بيائيد تا بامداد بمحمّد ايمان آوريم و نماز ديگر كافر شويم به او و گوئيم كه : بدانستيم كه : اين نه آن پيغمبر است كه ما گمان برديم تا اصحاب او بشكّ افتند و ايشان نيز كافر شوند خداى تعالى از آن خبر داد و گفت كه : جماعتى از اهل كتاب گفتند كه : ايمان آريد بدانچه منزل شده است بر مؤمنان مجاهد گفت : مراد تحويل قبله است با كعبه كه كعب اشرف گفت : جماعت خود را كه : ايمان آوريد در اوّل روز به زبان و روى به او كنيد و نماز ديگر روى با بيت المقدّس تا اصحاب محمّد را بشكّ اندازيد باشد كه ايشان بازگردند از اقبال كعبه و روى به بيت المقدّس آورند آنگه حقّ تعالى خبر داد كه اهل كتاب يكديگر را ميفرمايند و نصيحت ميكنند و ميگويند : كه ايمان مياوريد و اعتراف مكنيد الّا كسى را كه تابع دين شما باشد و پس روى دين شما كند حسن بصرى گفت كه : اين جهودان خيبر جهودان مدينه را گفتند و نيز باور مداريد كسى را كه گويد كه : در جهان كسى را آن دادند كه شما را دادند از حجج و براهين و معجزات و فلق دريا و منّ و سلوى و جز از آن و نيز باور مداريد كسى را كه محاجّه و مجادله كند با شما بنزديك خداى بر آنكه او بحقّ اوليتر است آنگه اين اعتراض در ميان افتاد كه در حكايت