أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
65
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گوئيم كه جهودان عزير را گفتند خداى تعالى اين آيت فرستاد ردّ بر هر دو فرقه از جهودان و ترسايان و گفت : بگوى اى محمّد اهل كتاب را كه : بيائيد بكلمهء يعنى بسخنى كه يكسانست ميان ما و ميان شما و درو هيچ خلافى نيست و آن آنست كه : جز خدايرا نپرستيم و با او انباز نگيريم هيچ چيزى را و بعضى از ما بعضى را بخدايان نگيرند چنان كه شما كه جهودان و ترسايانايد كرديد تا خداى از آن باز گفت : « اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ » عكرمه گفت : يكديگر را سجده كردندى صادق عليه السّلام گفت : اتّخاذ ايشان أحبار و رهبان را نه بعبادت بود بل بتحريم حلال و تحليل حرام بود ، و گفتهاند : بطاعت ايشان بود رؤسا را در معصيت خداى . در خبر است كه : من أطاع مخلوقا في معصية اللّه فكأنّما سجد سجدة لغير اللّه ، هر كسى كه او مخلوقى را اطاعت دارد در معصيت خداى چنان باشد كه جز خداى تعالى را سجده كرده ، تو ايشان را بگوى كه : اگر ايشان قبول نكنند و اعراض نمايند بگوى كه : گواه باشيد بر آنكه ما مسلمانانيم انقياد كرديم و گردن نهاديم اين گفتار را ، چون اين آيت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نامهء نوشت بقيصر الروم : من محمّد رسول اللّه الى هرقل عظيم الرّوم سلام على من اتّبع الهدى أمّا بعد فأنّى أدعوك الى الاسلام فأسلم تسلم أسلم يؤتك اللّه أجرك مرّتين فان تولّيت فانّ عليك اثم الآثمين اين نامه ايست از محمّد رسول اللّه بهر قل عظيم روم سلام بر آن باد كه پس رو راه راست است من ترا با اسلام ميخوانم اسلام آور تا سلامت يا بى اسلام آور تا مزدت دوباره باشد و اگر از اسلام عدول كنى بر تو باشد بزهء بزهكاران و اين آيت بنوشت به آخر نامه كه [ قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا ] . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 65 تا 66 ] يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلاَّ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ ( 65 ) ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فِيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( 66 ) اى اهل كتاب اى جهودان و ترسايان چرا خصومت و محاجّت ميكنيد در ابراهيم ، و توراة و انجيل نيامد الّا پس ازو چه عهد موسى و عيسى از پس عهد ابراهيم بود و جهودى پيش از توراة موسى نبود و ترسائى پيش از انجيل عيسى نبود و از ميان ابراهيم و موسى