أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

56

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آنگاه بود كه ايشان عيسى را براندند و بيرون كردند پس از مدّتى باز آمد و دعوت آشكارا كرد ايشان همّت كشتن او كردند و خداى مكر كرد يعنى انداخت ايشان باطل گردانيد و گفته‌اند : مكر خداى جزاى او بود ايشانرا . جنيد را پرسيدند كه چونست كه خداى مكر را با خود اضافت كرد و ديگران را بر اين عيب مىكند ؟ - گفت : من ندانم كه تو چه ميگوئى و ليكن من از زنى طنبورى شنيدم از ابياتى كه آخرش اين بود . و يقبح من سواك الفعل عندى * و تفعله فيحسن منك ذاكا مرد گفت : سبحان اللّه من ترا از آيت قرآن ميپرسم تو مرا بشعر زنى طنبورزن جواب ميدهى گفت : من جواب تو دارم اگر عقل دارى اگر خواهى به زبان عاميانت بگويم تخليه و فرو گذاشتن او ايشانرا تا مكر كنند مكرى است ازو با ايشان و آن مكر كه خداى كرد با ايشان القاء شبه عيسى بود بر صاحب ايشان كه او را بر عيسى موكّل كرده بودند تا بجاى عيسى او را بياويختند چون بنگريدند صاحب ايشان بود . وهب گويد : در شب بيامدند جماعتى كه قصد او كرده بودند و عيسى را بگرفتند و درختى بزدند تا عيسى را بردار كنند خداى تعالى شب تاريك گردانيد و فرشتگان را بفرستاد تا عيسى را از آنجا ببردند و ايشان بجاى عيسى آنمرد را كه برو راه نموده بود بگرفتند و بياويختند و آن شب عيسى عليه السّلام در اوّل شب حواريان را جمع كرد و ايشانرا وصيّت كرد و گفت : پيش از آنكه خروه بانگ كند يكى از شما ارتداد آورد و مرا بدرمى چند بفروشد حواريان متفرّق شدند و عيسى جائى پنهان شد اين مرد كه عيسى گفته بود بيامد و جهودان را گفت : مرا چه دهيد چون شما را راه نمايم بر عيسى ؟ - گفتند ترا سى درم دهيم ، بيامد و ايشان را بسر عيسى آورد عيسى را به زير درخت آوردند خداى تعالى شبه عيسى را برين مرد افكند و نام اين مرد يهودا بود او را بگرفتند و بياويختند و عيسى را به آسمان بردند و بروايتى ديگر عيسى را فرشتگان از آنجا ببردند مادر عيسى عليه السّلام در شب بيامد و چنان گمان برد كه عيسى را بردار كرده‌اند و زنى با او بود كه عيسى او را دعا كرده بود و خداى او را از ديوانگى شفا داده بود هر دو در زير آن درخت ميگريستند و جزع ميكردند عيسى عليه السّلام بيامد و ايشانرا گفت : شما بر كه جزع ميكنيد ؟ - گفتند : بر پيغمبر