أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
41
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
عمران و آيسة امرأة فرعون و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمّد و من او را يعنى مريم را در بازداشت و پناه تو مىآورم و فرزندان او را از ديو ملعون رانده و سنگسار لعنت كرده . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : هيچ مولود نباشد و الّا كه چون بزايد شيطان دست درو مالد و كودك از مسّ شيطان بانگ دارد مگر مريم را و عيسى را بدعاى حنّه مادر مريم اگر شما نيز خواهيد براى فرزندان خود خوانيد ؛ و انّى أعيذها بك و ذريّتها من الشيطان الرجيم . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 37 ] فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ( 37 ) پس خداى تعالى مريم را بپذيرفت و قبول كرد به آنكه زن بود و گمان چنان بود كه خدمت عبادتگاه را نشايد بقبولى نيكو . عبد الله عباس گفت : او را توفيق داد تا راه نيكوان سپرد و بپرورد او را پروردنى نيكو يعنى او را تمام خلق و راست اندام آفريد و زكريّا كفالت كفايت او كرد و به خود پذيرفت مفسرّان گفتند : چون حنّه بمريم بار بنهاد او را در خرقهء پيچيد و بياورد و در مسجد پيش علما و احبار بنهاد و ايشان سدنهء بيت المقدّس بودند گفت : برگيريد اين نذيره را يعنى اين را كه نذر در حقّ او آمده است زكريّا گفت : من اوليترم به او كه خالهء او در خانهء منست احبار : گفتند ما برين راضى نشويم كه اگر بخاله رها كردندى بمادرش رها كردندى و درو مناقشه كردند براى آنكه عمران امامى بود در ميان ايشان و صاحب قربان ايشان بود هر كسى رغبت كردند كه تولّاى تربيت او كنند گفتند كه : قرعه زنيم كه هر كس كه نام او بقرعه برآيد باوش دهند و ايشان بيست و نه مرد بودند برفتند و هر يكى تيرى بتراشيدند و نام خود برو نقش كردند و بكنار جوى آوردند و تيرها در آب انداختن « 1 » گرفتند تيرها به آب فروشد مگر تير زكريّا كه بر سر آب بماند چون حال چنين بود دست ازو بداشتند و او را بزكريّا تسليم كردند و زكريّا عليه السّلام پيغمبرى
--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى : « انداختند » و نظير اين تعبير يعنى وضع ماضى بصيغهء جمع غائب بجاى مصدر « انداختن » در اين تفسير مكرر به نظر ميرسد .