أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
421
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
باقى از اهل شام ، پيش رسول آمدند و از جملهء ايشان بحيراء راهب بود و ابرهه و ادريس و اشرف ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سورهء يس بريشان خواند چون قرآن بشنيدند بگريستند و گفتند : چه نيك ماند اين كلام به آنچه خداى تعالى بر عيسى فرستاد و خداى تعالى در حقّ ايشان اين آيت فرستاد [ وَ لَتَجِدَنَّ ] الى قوله « وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ » و [ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ ] اى محمّد نزديكترين ايشان بمودّت و دوستى مؤمنان كسانى را يا بى كه ايشان گفتند : ما ترسايانيم يعنى نجاشى و اصحاب او و آن هفتاد مرد كه پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و اين دوستى و مودّت ايشان از آنست كه ازيشان قسيّسان و رهباناناند قسيّس عالم بود و رهبان « 1 » زاهد ، عروه بن زبير گفت : ترسايان انجيل ضايع كردند « 2 » و آن را تغيير و تبديل كردند و ايشان پنج مرد بودند چهار تغيير كردند و آن لوقاس و مرقوس و بلجيس و ميمنوس بودند آنكه از ايشان بر حقّ باستاد قسيّس بود پس هر كه به او اقتدا كرد بر طريق استقامت او را قسّيس خوانند و نيز از آن سبب بود كه ايشان استكبار نكنند و گردن كشى ننمايند . تصحيح اين جلد روز پنجشنبه 23 رمضان المبارك سنهء 1378 هجرى مطابق 12 فروردين ماه 1338 شمسى پايان يافت
--> ( 1 ) - رهبان مفرد و جمع استعمال شده است ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود در اين مورد گفته : ( ج 2 چاپ اول ص 208 ؛ س 29 ) : « و اين لفظ يعنى رهبان هم واحد بود و هم جمع ، آنكه گفت : جمع است گفت : واحد او « راهب » باشد مثل فارس و فرسان و راكب و ركبان ، و آنكه گفت : واحد است گفت : جمعش رهابين باشد كقربان و قرابين و خردان و خرادين ؛ قال الشاعر فى الواحد : لو عاينت رهبان دير فى القلل * لانحدر الرهبان يسعى و نزل و أنشدوا فى الجمع : رهبان مدين لو رأوك تنزلوا * و العصم من شعف الجبال الفارد و اصل او من الرهبة باشد و هى الخوف » . ( 2 ) - در نسخ اين تفسير : « ضايع نكردند » ليكن متن موافق تفسير ابو الفتوح است و هو الصحيح .