أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
414
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و وعيد است يعنى برو هيچ پوشيده نيست از اجزا و تفاصيل آن تا هر يكى را بر وفق آنچه بايد چنان كه شايد جزا دهد . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 72 ] لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ( 72 ) ميگويد كه : كافر شدند آنان كه گفتند كه : خداى معبود كه استحقاق عبادت دارد عيسى مريم است و كفر جحود باشد بدل آن را كه واجب بود بدان اقرار كردن و از قبيل اعتقاد باشد و او را بافعال جوارح هيچ تعلّقى نباشد و مراد بقول درين آيت مذهب و اعتقاد است چنان كه گويند كه : اين قول ابو حنيفه است و اين قول شافعى است يعنى مذهب و اعتقاد ايشانست وجهى ديگر آنست كه چون اعتقاد ايشان عند قول ايشان پيدا شد خداى اعتقاد را قول خواند لما كان ظهوره لنا عند ذلك ، و اين گروه از ترسايان كه اين گفتند يعقوبيانند كه ايشان بتثليث گويند اقنوم پدر و اقنوم پسر و اقنوم روح القدس آنگه گويند سه بودند يكى شدند و آنان كه جز ايشاناند « 1 » مسيح را پسر خداى گفتند از مريم ؛ تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا ، مسيح ايشان را گفت كه : اى بنى اسرائيل خداى را پرستيد كه خداى من و خداى شماست تبرّا كرد از آنچه ايشان گفتند و منكر شد گفتار ايشان را و ردّ كرد بريشان كه او را خداى گفتند آنگه بر سبيل تعليل گفت كه : هر كه او بخداى شرك آرد و با او انباز گيرد خداى تعالى بهشت برو حرام گرداند و جاى او آتش دوزخ بود ، و ظالمان را كه كافراناند و غير ايشان « 2 » هيچ يارانى نباشد كه ايشان را از خداى و از عذاب خداى حمايت كند .
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح : ( ج 2 چاپ اول ص 203 ؛ س 21 ) : « و آنان جز ايشانند كه » . ( 2 ) - عبارت « و غير ايشان » براى تعميم « ظالمان » است زيرا نص عبارت ابو الفتوح اين است ( ج 2 چاپ اول ص 203 س 31 ) : « مراد در آيه بظالمان كافرانند چون در آيه ذكر كافران رفته است و لقوله : و ان الشرك لظلم عظيم ، و اگر حمل كنند بر عموم اوليتر باشد كافر را و جز كافر را براى آنكه هيچكس نباشد كه كسى را بر خداى حمايت كند و نصرت و او را از عذاب برهاند » .