أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

39

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خداى باز پس داشت و پيغمبر تأخير كرد هرگز دوست خداى محتاج نشدى و در راه خداى سبك سار نگشتى « 1 » و امّت از پس پيغمبر در هيچ خلاف نكردندى و الّا كه تأويل از نزديك اهل البيت يافتندى بچشيد و بال آنچه كرديد و زود بود كه بدانند ظالمان كه چگونه بود بازگشت ايشان و از حسن عسكرى عليه السّلام تفسير اين آيت پرسيدند گفت : أنا من الزكىّ علىّ بن محمّد ، و الزكىّ من الهادى محمّد بن علىّ ، و الهادى من الرّضا علىّ بن موسى ، و الرّضا من الكاظم موسى بن جعفر ، و الكاظم من الصّادق جعفر بن محمّد ، و الصّادق من الباقر محمّد بن على ، و الباقر من السّجّاد زين العابدين ، و السّجاد من الشهيد المظلوم الحسين بن على و چون بذكر حسين رسيد گريه‌اش برو افتاد آنگه گفت : السّلام على الشهيد المظلوم ، السلام على السيّد المرحوم ، السلام على الحقّ المكتوم ، و الحسين بن علىّ من أبيه امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام [ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ] ، [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 35 تا 36 ] إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 35 ) فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ( 36 ) ياد كن اى محمّد چون گفت زن عمران كه حنّه بود مادر مريم : بار خدايا من با تو نذر كردم كه آنچه در شكم دارم از فرزند آزاد كردم او را از خدمت خويش و خاصّ و خالص گردانيدم خدمت خانهء ترا و قولى ديگر آنست كه او را وقف كردم بر خدمت عبادتگاه و ايشان را عادت بودى كه از جملهء عبادات و قربات فرزندان خود را براى خانهء خداى و مساجد وقف كردندى تا آن را مىرفتى و آب ميزدى و هيچ از آنجا مفارقت نكردى جز عند حاجتى تا آنگاه كه بالغ شدى چون بالغ شدى او را مخيّر كردندى در مقام كردن و بيرون رفتن اگر برفتى منع نكردندى اگر نرفتى و مقام كردى او را اختيار نبودى پس از آن ، و هيچ كس نبود از أنبيا و علما و الّا كه از فرزندان او يكى و دو محرّر بودى و اين تحرير در نرينه بودى نه در مادينه و سبب اين آن بود كه دو

--> ( 1 ) - و در ابو الفتوح بجاى « در راه خداى سبكسار نگشتى » اين عبارت است : « و هيچ تير در راه خداى خطا نرفتى » .