أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

399

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

رسول خداى گفت : هيچ مردى نباشد كه بقومى بگذرد كه ايشان معصيتى كنند و او دست ايشان بدست فرو نگيرد و ايشان را منع نكند و الّا نزديك بود كه خداى تعالى عذابى عامّ فرستد مالك دينار گفت : خداى تعالى وحى كرد بقومى فريشتگان كه فلان شهر را عذاب كنيد گفتند : بار خدايا تو عالمترى كه فلان بندهء عابد در ميان ايشان است و هميشه بر درگاه تو بوده است گفت : اسمعونى ضجيجه « 1 » فانّ وجهه لم يتغيّر غضبا لمحارمى ، آواز نالهء او مرا بشنوانيد كه چون ارتكاب محارم ميكردند روى او متغيّر نشد از خشم بريشان خداى تعالى بيوشع وحى كرد كه من از قوم تو صد هزار را هلاك خواهم كرد چهل هزار نيكان‌اند و شصت هزار بدانند ، يوشع گفت : بار خدايا بدان مستحقّ هلاك‌اند سبب هلاك نيكان چيست ؟ - گفت : آنست كه ايشان براى خشم من بريشان خشم نگرفتند و با ايشان نشست و خاست « 2 » كردند و طعام و شراب خوردند و گفت : مثل فاسق در ميان صالحان كه او را نهى نكنند از منكر مثل جماعتى باشد كه در كشتئى نشسته باشند چون كشتى بميان دريا رسد يكى ازيشان تبرى بردارد و آن كشتى شكستن گيرد او را گويند چه ميكنى ؟ خود را و ما را هلاك ميكنى ؟ ! گويد : من نصيب خود تصرّف ميكنم . اگر او را رها كنند كشتى بشكند همه غرق شوند و اگر منع كنند او و ايشان همه بسلامت بمانند بيانش : « وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً » و فرق ميان صنع و عمل آنست كه عمل هم محكم باشد و هم مشوّش و صنع جز محكم نباشد امّا اتّساع را هر دو را بيك معنى استعمال كنند .

--> ( 1 ) - كذا در نسخ اين تفسير و تنسير خطى ابو الفتوح ليكن در نسخهء چاپى : « صيحته » و در بعضى نسخ تفسير حاضر : « لا تسمعونى ضجيجه » است و چنين معنى كرده : « آواز نالهء او مرا مشنوانيد » ملا فتح الله مرحوم در منهج الصادقين نسبت به اين جزء حكايت چنين گفته ( جلد اول چاپ تبريز بسال 1314 ص 461 ، س 14 ) : « خطاب آمد : با ملائكتى أسمعرنى ضجيجه ( خ ل : صيحة ) فان وجهه لم يتغير غضبا لمحارمى ، يعنى آواز و بانگ او مرا بشنوانيد چه در وقتى كه قوم او ارتكاب محارم ميكنند روى او متغير نميشود به جهت خشم و غضب بر ايشان ؛ بس گوئيا راضى است به عمل بد ايشان » . ( 2 ) - در تفسير ملا فتح اللّه : « نشست و برخاست » و در تفسير ابو الفتوح : « و با آن فاسقان مؤاكله و مشاربه و مخالطه كردند » و متن عربى اين ترجمه را نيز آورده است .