أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

397

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

من گفتم : يا رسول اللّه ما بر بانگ نماز شمشير مىزنيم ما را اين دعا نميكنى ؟ - گفت كلّا يا عمر بدانكه بر مردمان روزگارى آيد كه بانگ نماز با ضعيفان گذارند و گوشتهائى بود حرام بر آتش دوزخ و آن گوشتهاى مؤذّنان است معنى آيت اين است كه : اى مؤمنان چون شما آواز بر داريد ببانگ نماز گفتن و مردمان را به نماز آواز دهيد جهودان و ترسايان و كافران آن را بافسوس و بازى ميگيرند و اين براى آن ميكنند كه ايشان قومىاند كه عقل را كار نميفرمايند ، [ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 59 تا 60 ] قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَكْثَرَكُمْ فاسِقُونَ ( 59 ) قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ ( 60 ) عبد اللّه عبّاس گفت : جماعتى جهودان بنزديك رسول آمدند چون ياسر بن اخطب و رافع بن ابى رافع و غير ايشان گفتند : اى محمّد بگوى تا : تو بكه ايمان دارى از پيغمبران ؟ - رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من بخداى ايمان دارم و آنچه بر ابراهيم فرو آمد و اسمعيل و اسحاق و يعقوب و پيغمبران را مىشمرد تا كه بعيسى رسيد ايشان گفتند : ما عيسى را نشناسيم و او پيغمبر نبود آنگه گفتند كه : ما هيچ اهل دين مخطىتر از شما و هيچ دين بتر از دين شما نمىشناسيم ، خداى تعالى اين آيت فرستاد گفت : اى محمّد بگوى كه : اى اهل كتاب از جهودان و ترسايان خشم و كراهت و انكار شما ما را نيست الّا از بهر آنكه ما بخداى ايمان داريم و به آنچه بما فرو آمد از قرآن و به آنچه پيش از قرآن فرو آمد از انجيل و توراة و غير آن و نيز اين دشمنى و انكار از آنست كه بيشترين شما فاسقانند كه كتمان حق كردند براى طمع رياست و شايد كه مراد به [ اكثر ] جمله باشد آنگه جواب داد ايشان را از آن طعن كه زدند و گفتند « ما رأينا شرا منكم » و گفت : بگو اى محمّد كه : من شما را خبر دهم به كسى كه پاداشت و عقوبت او بتراز اينست كه شما گفتى « 1 » بزعم شما نزديك خداى ، و آن كسى است كه خداى او را بلعنت

--> ( 1 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى مطابق تفسير ابو الفتوح ليكن در ساير نسخ : « گفتيد » .