أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

377

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كه مرجع و بازگشت شما جمله با خداست و بامر و حكم او ؛ جائى كه در آنجا كس را حكم نباشد جز او را تا جزا دهد هر كس را به آنچه كرده باشد و در آن خلاف كرده ؛ ميان ايشان حكم فرمايد بحقّ ؛ مورد آيت و عيد و تهديد است . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 49 تا 50 ] وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ ( 49 ) أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ( 50 ) خطاب است با پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميگويد : اى محمّد ما كتاب فرستاديم و در آنجا ترا فرموديم كه : حكم كن ميان اهل كتاب به آنچه خداى تعالى فرستاد از قرآن و متابعت هواها و رايهاى ايشان مكن و اين تكرار براى آن كرد كه حكم مختلف بود يكى رجم محصن كه زنا كرده بود و دوّم در كشتهء كه در ميان بنى قريظه و بنى النّضير بود « 1 » و اى محمّد بر حذر باش از ايشان تا ترا در فتنه نيندازند و بنفريبند و از راهت بنا فكنند و متابع راى و هواى خودت نگردانند به آنكه ترا وعده دهند كه ما ايمان خواهيم آوردن تو بواسطهء اين با ايشان مقاربتى و مساهلتى كنى و از بعضى از آنكه « 2 » خداى به تو فرستاده است بگردى و اگر ايشان بگردند و اعراض كنند بدانكه خداى تعالى ميخواهد تا ايشان را عذاب كند و عذاب بديشان رساند ببعضى گناهان كه ايشان كرده‌اند . بعضى گفته‌اند : اگرچه خصوص است مراد ازو عموم است چنان كه بسيار جاى عموم گفت و ازو خصوص خواست حسن بصرى گفت : مراد اجلاء بنى النّضير و قتل بنى قريظه و حكم سعد معاذ است در ايشان « 3 » آنگه فرمود كه : بسيارى از مردمان فاسقان‌اند و خارج از فرمان خداى و اين بر سبيل تسليت رسول است تا بداند كه اوّلين كسى كه قوم او درو عاصى شدند او نيست آيا اين جهودان و ترسايان حكم جاهليّت ميجويند و اين آن بود كه جهودان چون حكمى و حدّى واجب شدى بر درويشان و ضعفاى ايشان براندندى و چون بر توانگران و اشراف واجب شدى در توقّف نهادندى خداى تعالى بر ايشان انكار كرد گفت كه : حكم جاهليّت و كفّار و عبدهء اوثان ميجويند و ايشان اهل كتاب‌اند و

--> ( 1 ) - اين قصه بتفصيل در سابق در اين تفسير ياد شد و همچنين : در تفسير ابو الفتوح و لذا ابو الفتوح ( ره ) بعد از عبارت متن گفته : « چنان كه قصهء آن بشرح برفت » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « آنچه » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح اين جمله را نيز دارد : « چنان كه پيش ازين برفت » .