أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

374

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آن مرد را وعظ گفت و بخداى بترسانيد و گفت : اگر بخلاف ميگوئى رجوع كن مرد اصرار كرد و طريقى نبود بصدق و كذب او ، امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : ظنّ من آنست كه او دروغ ميگويد و ليكن من حكمى كنم كه پيدا شود دروغ از راست آنگه فرمود تا اين مرد را ببريد و در برابر قرص آفتاب بداريد اگر چشم باز كرده در قرص آفتاب نگرد و چشم بر هم نزند و آب از چشم نريزد راست ميگويد و اگر نه دروغ ميگويد ، و ناگاهى آوازى بلند در گوشش زنيد اگر بهر اسد دروغ ميگويد و اگر نه راست ميگويد ، و پارهء پنبه در آتش نهيد و در بينى او بداريد اگر عطسه دهد دروغ ميگويد و اگر نه راست ميگويد ، و در زنى « 1 » در زبانش زنيد اگر سياه برآيد راست ميگويد و اگر سرخ باشد دروغ ميگويد ، همچنان كردند مرد دروغ زن بود بفرمود تا او را ادب كردند و گفت : ترا برو بيش ازين نيست كه چوبى بر سر او زنى . و جراحات كه درو خطر نفس بود قصاص نشايد كردن و آنچه خطر نفس نبود قصاص بايد كردن ، دندانى كه در مقاديم دهن بود ديت هر يكى پنجاه دينار بود و آنچه در مواخير بود بيست و پنج دينار مجموع جمله هزار دينار آنگه فرمود كه : هر كه صدقه كند قصاص را يا ديت را يا ارش را كه او را واجب باشد در شرع بر جانى ؛ آن كفّارتى باشد او را ، و موافق اين معنى قول رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه هر كه از تن خود چيزى به صدقه كند خداى آن را كفّارت گناهان او كند به قدر آنكه صدقه كرده باشد ابو الدردا گفت : از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه گفت : هيچ مسلمانى نباشد كه بر او جنايتى كنند از اندامش و آن را صدقه كند بر جانى و الّا خداى تعالى درجهء او رفيع كند و گناهانش فرو نهد . جابر عبد الله انصارى گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : هر كس كه سه چيز آورد با ايمان بخداى در بهشت شود از هر در كه خواهد و او را جفت حور العين كنند ؛ هر كه او ديتى دارد بر كسى پوشيده به او بخشد ، و هر كه كشندهء را عفو كند ، و هر كه او از پس هر فريضهء ده بار « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » برخواند ؛ يكى گفت : يا رسول اللّه اگر كسى را اين هر سه مجتمع نشود و يكى ازين سه گانه كند ؟ - گفت : نيز آنكس را كه يكى ازين سه گانه كند . آنگه خداى تعالى فرمود : و هر كه حكم نكند بدانچه خداى فرو فرستاد او ظالم و ستمكار باشد كه وضع

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « درزن بر وزن ارزن بمعنى سوزن باشد » .