أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
34
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
وصف آن ندانم كرد گفتم : يابن رسول اللّه دستورى باشى تا مسائلى و مشكلاتى كه مراست بپرسم چنان كه از پدرت پرسيدمى ؟ - گفت : بپرس از هر چه خواهى گفت كه : بسيارى مسائل بپرسيدم همهء او را جواب گفت آنگه گفت : عليك بالكتمان فان اذعت فهو الذّبح پوشيده دار و الّا كشتن بود گفتم : يابن رسول اللّه شيعهء پدرت متحيّر فرو ماندهاند دستورى باشى كه ايشانرا هدايت كنم بنزديك تو ؟ گفت : اگر كسى باشد كه از او رشدى بينى اوّلا از او عهد و ميثاق بستان بر كتمان و تقيّه چه اگر آشكار كنند اين حديث ذبح بود و أشار بيده الى حلقه و بدست اشارت كرد به حلق ، من بيرون آمدم و اصحاب را ديدم مرا گفتند : ما وراؤك چيست از پس تو ؟ - گفتم : الهدى راه راست ، قصّه برگفتم آنگه بتدريج اصحابان صادق بنزديك او مىآمدند تا برو جمع شدند و سيرت ائمّهء معصومين عليه السّلام در عهد ظلمهء بنى اميّه و بنى العبّاس تقيّه بوده است ، الّا عند ايناس الا من و الرّشد [ وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ] و خداى تعالى شما را تحذير مىكند و از عقاب خود مىترساند و باز گشت همه با خداست مورد اين آيت مورد تهديد و وعيد است . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 29 تا 30 ] قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 29 ) يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ( 30 ) قديم تعالى چون رخصت داد در كتمان حقّ و مساعدهء كافران براى دفع مضرّت را باز نمود كه اگر كسى اينمعنى كار بندد نه براى خوف و عذر اضطرار بل براى مساعدت و موافقت كفّار و گمان برد كه بر خداى پوشيده ماند نه چنان باشد كه او پندارد بگو اى محمّد : اگر پوشيده داريد آنچه در دل شماست يا آشكارا گردانيد آن را خداى تعالى آن را داند و بر آن اطّلاع يابد كه او عالم الذّاتست بجملهء معلومات بر وجهى كه صحيح بود كه معلوم بود عالم است و هر چه در آسمان و زمين است از آشكار و نهان ميداند برو هيچ پوشيده نيست و او بر همه چيزى قادر است تأخير عذاب و مهلت و انذار مستحقّان عقاب نه براى عجز مىكند براى مصلحت تكليف مىكند تا مكلّفان ممكّن باشند و ايشانرا بر خداى