أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
324
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
فرستاد « لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ » و آنكه قسمت كنيد به [ ازلام ] و آن تيرهاى قمار بود كه در جاهليّت داشتندى بر بعضى نوشته كه « أمرنى ربّى » و بر بعضى نوشته كه « نهانى ربّى » چون كارى خواستندى كرد از سفرى يا تجارتى آن تيرها بگردانيدندى اگر آن تير بر آمدى كه برو نهى بود نكردندى خداى تعالى ازين نهى كرد و بيان كرد كه اين حرام است و گفتهاند كه : مراد سنگ زدن كاهنان است و گفتهاند : « هبل » صنمى بود بر سر چاهى « 1 » كه هداياى كعبه در آن چاه « 2 » بود و بنزد او هفت تير نهاده بودند بر يكى نوشته كه عقل يعنى « ديت » و بر ديگرى « نعم » و بر ديگرى « لا » و بر ديگرى « منّا » و بر ديگرى « من غيرنا » و بر ديگرى « ملصق » اگر خواستندى كه كارى كنند يا تحمّل ديتى يا الحاق نسبى يا فرقى ميان دعيّى و صحيح نسبى يا كارى كه وجه آن نشناختندى بيامدندى و آنكس را بياوردندى و گفتندى كه : اى خدايان ما آنچه صلاح ماست درين كار بما نمائيد آنگه تيرها بهم « 3 » برآميختندى و صاحب واقعه يكى از آن برگرفتى آنچه بر آمدى بر آن كار كردندى خداى تعالى اين را حرام كرد و رسول خداى گفت : هر كه كهانت كند يا استقسام كند بازلام يا زجر مرغ كند از بهر سفرى فرداى قيامت در درجات اعلى از بهشت ننگرد و گفتهاند : ازلام تيرهاى قمار عرب است . آنگه فرمود [ ذلِكُمْ فِسْقٌ ] اين جمله فسق است و فسق از فرمان خداى بيرون شدن است . [ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ ] ( الآيه ) عبد اللّه عبّاس و سدّى و جمعى مفسّران گفتند كه : اين آيت روز عرفه آمد از حجّة الوداع براى آنكه عرب بيشتر در اسلام آمدند و اهل اسلام را كثرتى پديد آمد و بعضى گفتند كه : روز آدينه بود رسول خداى خطبه كرد و قومى بسيار حاضر بودند به همه نگاه كرد در ميان ايشان هيچ مشرك نبود همه مسلمانان بودند شادمانه گشت خداى تعالى اين آيت فرستاد و از محمّد باقر و جعفر صادق و باقى ائمّه عليهم السّلام روايت كردهاند كه : هر دو آيت روز غدير خمّ آمد چون رسول امير المؤمنين را بر منبر برد و بر قوم عرضه كرد و تقرير امامت او كرد بقوله : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و چون ازين فارغ شد خداى تعالى اين آيت فرستاد و اين چنان بود كه رسول
--> ( 1 ) - - در غالب نسخ : « جائى » . ( 2 ) - - در غالب نسخ : « آن جاه » . ( 3 ) - - در نسخهء قديمى : « بر هم آميختندى » .