أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

312

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

تمام شود . اين آيت نيز هم ردّ است بر جهودان در آنچه ايشان گفتند : ما انزل اللّه على بشر من شىء ، گفت : شما ميگوئيد كه : خداى تعالى هيچ كتابى نفرستاد بر هيچ آدمى من كه خداىام گواهى مىدهم بر آنچه فرستاده‌ام برسول خويش و خداى تعالى بر هفت چيز گواهى داد : اوّل - بر وحدانيّت خويش فى قوله : شهد اللّه انّه لا إله الّا هو ؛ دويم - بر نبوّت مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى قوله و كفى باللّه شهيدا : محمّد رسول اللّه . سوّم - بر اعمال بندگان فى قوله : و لا تعملون من عمل الّا كنّا عليكم شهودا . چهارم - بر همه چيز گواهى داد فى قوله : أو لم يكف بربّك انّه على كل شيء شهيد . پنجم - بر دروغ منافقان گواهى داد كه : و اللّه يشهد انّ المنافقين لكاذبون . ششم - بر شريعت مصطفى گواهى داد فى قوله : قل اللّه شهيد بينى و بينكم . هفتم - بر صحّت قرآن گواهى داد درين آيت : [ لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ ] . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 167 تا 169 ] إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالاً بَعِيداً ( 167 ) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً ( 168 ) إِلاَّ طَرِيقَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً ( 169 ) آنان كه كافر شدند و مردمان را منع كردند از راه خداى و دين مسلمانى به آنكه گفتند : اين محمّد نه آن محمّد است كه ما نعت و صفت او در كتب خوانده‌ايم و آن شكل و هيئت ندارد و آن وقت نيامده است تا مردمان رغبت نكنند به او و دين او ، و آن جهودان بودند بدرستى كه ايشان در كفر و ضلالت درمانده‌اند و از طريق حقّ دور برفته آنان كه كافر شدند و ظلم كردند هم كافر بودند و هم ظالم ، بخداى و رسول كافر شدند و بر مردمان ظلم كردند خداى تعالى ايشان را نيامرزد كه وعده چنين رفته است و راه ننمايد ايشان را يعنى به راه بهشت و ثواب براى آنكه هدايت به راه ايمان سابق شده است جملهء مكلّفان را مگر راه دوزخ كه بايشان نمايد از آنكه در دنيا بر كفر بودند و بر كفر مرده‌اند و ايشان در دوزخ مقيم و جاويد باشند و اين بر خداى آسانست و متعذّر نيست .