أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
291
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
سلام كرد گفت : احوال شما چون بود ؟ و چون اين جا رسيدى ؟ - گفت : قصّهء آن دراز است ، و جملهء او « 1 » آنكه روزى آفتاب برآمد و هر چه پيرامن خورنق و سدير بود همه به حكم ما بود و آفتاب فرو نشد تا آنگه كه زير دستان ما را بر ما رحمت آمد و روزگار خود چنين است هيچ سراى نباشد كه پر از خرّمى گردد الّا كه پر از آب چشم گردد آنگه گفت : و بينا نسوس النّاس و الامر أمرنا * اذا نحن فيهم سوقة نتنصّف فافّ لدنيا لا يدوم نعيمها * تقلّب تارات بنا و تصرّف آنگه حقّ جل و علا فرمود كه : هر كه او بعوض ثواب آخرت منافع دنيا خواهد ازو دريغ نيست بنزديك خداى تعالى هر دو هست هم ثواب دنيا و هم ثواب آخرت ؛ و ثواب دنيا مجاز است و مراد منافع دنياست ، و براى آن ثوابش خواند كه منافقان آن را در برابر ثواب آخرت نهادهاند آنگه بر سبيل تهديد فرمود كه : خداى تعالى شنوا و بيناست باقوال و احوال ايشان . مفسّران گفتند كه : خداى تعالى به اين آيت و آنكه پيش از اين است آنان را خواست كه در آن درع خيانت كردند و مرتدّ شدند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 135 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلى بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ( 135 ) حقّ تعالى امر كرد مؤمنان را و گفت : اى مؤمنان نيكو قيام نمائيد بداد و عدل گواهان باشيد مر خداى را كه گواهى بعدل و انصاف دهيد و براى خداى دهيد و اگرچه آن گواهى بر نفس شما باشد چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : قل الحقّ و ان كان عليك ، حقّ بگوى و اگرچه بر تو بود يعنى اگرچه گواهيى بود كه ترا زيان دارد يا مادر و پدرت را ، و گواهى بر خويشتن اقرار بود و گواهى بر پدر و مادر بنزديك اهل البيت مسموع نباشد اگرچه ظاهر آيت اقتضا بخلاف « 2 » اين مىكند امّا مراد ازين مبالغت و تأكيد است يعنى بهر حال كه باشد
--> ( 1 ) - يعنى مجمل و خلاصهء او . ( 2 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى و در نسخ ديگر : « بخلاف اين اقتضا » پس توهم « اقتضاى خلاف اين » بى مورد است .