أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

277

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آتش دوزخ آنگه فرمود كه : [ إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ ] خداى تعالى شرك را نيامرزد و اين هم در شأن طعمه است كه او با سر بت پرستيدن رفت خداى تعالى او را گفت و آنان را كه از جنس او باشند از آنان كه با خداى شريكى گويند از ثنويان و جهودان و ترسايان كه گفتند : « عزيز بن اللّه و المسيح بن اللّه و انّ اللّه ثالث ثلاثة » و اگرچه آيت واردست بر سببى ، حكم او باجماع متعدّى است ازو به ديگران تا هر كه او شرك آرد او مغفرت نيابد و هر كه دون شرك آرد از فسق و ساير معاصى مغفرت به او رسد اگر خداى خواهد و كار او درين باب موقوف بر مشيّت خداى باشد اگر خواهد بيامرزد و آن از فضل و كرم او بود و اگر خواهد عقوبت كند و آن از غايت عدل او بود و براى آن قطع نكرد و بر مشيّت موقوف كرد تا مكلّفان بر گناه مغرى نشوند و ضحّاك از ابن عبّاس روايت كرد كه پيرى از عرب بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللّه من مردىام در گناه منهمك و مسرف الّا آنست كه بخداى شرك نياورده‌ام تا او را بشناخته‌ام و دون او كسى را بخدائى و خداوندى نگرفته‌ام و آن معصيت كه كرده‌ام نه بدليرى بر خداى كرده‌ام و نه بر وجه مكابره كرده‌ام و طرفة العينى گمان نبرده‌ام كه خداى از من و گرفتن من و عفو كردن از من عاجز است و اعتقاد كرده‌ام كه من از خداى نتوانم گريختن اكنون پشيمانم توبه ميكنم و از خداى آمرزش ميخواهم فما حالى عند اللّه ؟ حال من بنزديك خداى چه باشد ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد و باز نمود كه : نيامرزد آن را كه بر شرك بميرد و آنچه فرود شرك است بيامرزد ، آنگه گفت : و هر كه بخداى شرك آورد او از راه رفته باشد رفتنى دور براى آنكه شرك بزرگترين گناه است . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 117 تا 119 ] إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ إِناثاً وَ إِنْ يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطاناً مَرِيداً ( 117 ) لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً ( 118 ) وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً ( 119 ) ميگويد كه : نميخوانند و نمىپرستند ايشان از جز خداى الّا بتان را ، و بتان را [ إناث ] از بهر آن خواند كه مشركان بريشان نام زنان نهادند چون لات و منات و عزّى و نائله