أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
274
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
نپسندد از انداخت « 1 » سرقت و دروغ بر ديگرى نهادن و خداى تعالى به آنچه ايشان ميكنند داناست علم او محيط آنست كه هيچ از علم او بيرون نميشود آنگه خطاب كرد با قوم طعمه و آنان كه براى او جدل كردند و گفت : اى بنى ابيرق انگاريد كه شما اينجا با مردمان يعنى در دنيا براى ايشان با خداى مجادله كنيد و خواهيد كه ازيشان باز داريد كيست كه فرداى قيامت براى ايشان با خداى مجادله كند « 2 » ؟ و كيست كه او و كيل و نايب ايشان خواهد بود در خصومت كردن ؟ [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 110 تا 113 ] وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً ( 110 ) وَ مَنْ يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما يَكْسِبُهُ عَلى نَفْسِهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً ( 111 ) وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً ( 112 ) وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً ( 113 ) چون خداى تعالى با ايشان اين جمله تشنيع و تهديد كرد پس از آن اميد داد و گفت : هر كه بدى كند يا بر نفس خود ظلم و ستم كند [ بدى ] يعنى دزدى و دروغ و [ ظلم بر خود ] آنست كه با غيرى حواله كند چون بدى و ظلم كرده باشد پس استغفار كند و آمرزش خواهد از خداى تعالى خداى را غفور و رحيم يابد آمرزنده و پوشندهء گناه و بخشاينده بر گناهكاران . آيت اگرچه وارد است بر سببى و در حقّ گروهى خلاف نيست ميان مفسّران كه بر عموم حمل بايد كرد از براى آنكه حكم همه كس و حكم همهء گناهها اينست و در آيت دليل است بر آنكه اسقاط عقاب عند توبه از خداى تعالى بتفضّل است از بهر آنكه لفظ غفران و رحمت آورد آنكس كه كارى واجب كند نگويند كه رحمت مىكند و بمىآمرزد آنگه گفت : هر
--> ( 1 ) - يكى از موارد استعمال « انداخت » است اسما بمعنى مكر و توطئه و تبانى كه در تفسير ابو الفتوح مكرر به كار رفته از آن جمله اين مورد است زيرا عبارت متن نص عبارت تفسير ابو الفتوح است ( ج 2 چاپ اول ص 43 ؛ س 3 ) چنان كه علامهء قزوينى مرحوم ميرزا محمد خان در خاتمة الطبع تفسير ابو الفتوح تحت عنوان « لغات نادرهء آن كتاب » تصريح كرده است ( جلد 5 چاپ اول ص 651 ) و نگارنده نيز در تعليقات نقض به آن تصريح كرده زيرا در بعض مثالب النواصب تأليف شيخ عبد الجليل رازى ( ره ) نيز استعمال شده است ( رج ص 324 ؛ س 4 و 37 ؛ س 11 ) . ( 2 ) - در چند نسخه : « خواهد كرد » .