أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

272

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آيت در طعمه بن ابيرق « 1 » آمد او درعى بدزديده بود از همسايهء خويش قتادة بن النعمان گفت كه : آن درع در انبانى بود كه در آن انبان پارهء آرد بود و در آن انبان سوراخى بود او آن انبان برگرفت و بخانهء جهودى برد نام او زيد بن السّمير و همه راه كه مىبرد آرد ميريخت بامداد كه ايشان طلب درع ميكردند بر جاى نبود برخاستند و بر اثر آرد مىشدند تا بخانهء زيد بن السّمير او را بگرفتند و گفتند : اين درع تو بدزديدهء ؟ - او گفت : درع طعمه بن ابيرق پيش من بوديعت بنهاده است و جماعتى جهودان گواهى دادند بر آن بيامدند و طعمه را گفتند كه : اين درع او به تو حوالت مىكند او سوگند خورد كه از آن خبر ندارد قوم او برخاستند و بشكايت پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و گفتند : يا رسول اللّه نبينى كه قتاده را كه درعى از آن او جهود بدزديده است و در خانهء او باز يافته او را دست بداشته است و در مردى از آن ما آويخته است يعنى طعمه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همه را بخواند ايشان حاضر آمدند و آن سخن باز اعاده كردند چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را حسن ظنّ بود به مسلمان گمان برد كه جهود دزديده است و مسلمان مبرّاست خواست با جهودان خصومت كند خداى تعالى اين آيت فرستاد و رسول را ازين حال خبر داد و خيانت طعمه وى را معلوم گردانيد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفت كه : ما فرستاديم به تو كتابى را يعنى قرآن را بدرستى و راستى تا حكم كنى ميان مردمان به آنچه خداى تعالى باز نموده است ترا و اعلام كرده بدان باش و بدان حكم كن و مباش براى خائنان خصومت كننده يعنى براى ايشان خصومت مكن يعنى طعمه و خويشان او و از خداى آمرزش خواه و استغفار كن كه خداى آمرزنده و مهربان است و اين آيت دلالت نميكند بر آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چيزى كرده است كه او را نبود كه كند براى آنكه بادلّهء عقل معلوم شده است كه او معصوم است صغيره و كبيره برو روا نيست و نهى خداى تعالى كه گفت : [ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً ] دليل نكند بر آنكه او خصومت كرده

--> ( 1 ) - ابن اثير در اسد الغابه گفته : « طعمة بن ابيرق بن عمرو بن حارثة بن ظفر بن الخزرج بن عمرو شهد المشاهد كلها مع رسول اللّه ( تا آخر گفتار او ) » .