أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
259
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
اگر اين مقتول از قومى باشد كه ميان شما و ايشان ميثاقى و عهدى بود و او را بخطا بكشند ديت لازم باشد بر عاقله و كفّارت بندهء آزاد كردن بود بر قاتل ، ابن عبّاس گفت كه : درين مقتول ايمان شرط نيست و اين مذهب شافعى است بعضى ديگر گفتهاند كه : ايمان شرط است و اين مذهب اصحاب ماست الّا آنست كه ديت بوارثان مسلمانان او دهند و بكافران ندهند و اگر وارث مؤمن نباشد ديت او بيت المال را باشد آنگه فرمود كه هر كه نيابد استطاعت آنكه بردهء آزاد كند و بهاى آن ندارد برو بود كه دو ماه پيوسته روزه دارد ، توبهء است از خداى تعالى و رحمتى است ازو بر شما تخفيف آنكه بردهء نيابد روزه او را قائم مقام آن باشد تا در كفّارت بر او بسته نشود و خداى تعالى هميشه دانا و حكيم بوده است عالم باحوال مكلّفان و مصالح ايشان و حكيم در آنچه ايشان را فرمايد و نهى كند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 93 ] وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً ( 93 ) اين آيت در مقيس بن ضبابة الكنانى آمد و او برادرش هشام را كشته يافت در بنى النّجّار « 1 » و برادرش مسلمان بود بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و او را ازين خبر داد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مردى را از بنى فهر با او بفرستاد ببنى النجّار و گفت : سلام من بديشان رسان و ايشان را بگوى كه : رسول ميگويد كه : اگر كشندهء برادر اين مرد را ميدانيد به او دهيد تا قصاص كند و اگر نميدانيد ديت او ببرادرش دهيد اين مرد فهرى بيامد و پيغام رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بگزارد ايشان گفتند : سمعا و طاعة للّه و لرسوله ، بخداى كه ما قاتل او را نمىدانيم و ليكن ديت او بدهيم صد شتر بياوردند و بمقيس دادند و ايشان هر دو روى بمدينه نهادند و مسافت نزديك بود شيطان
--> ( 1 ) - در تاج العروس در مادهء « ن ج ر » گفته : « و بنو النجار كشداد قبيلة من الانصار و هو تيم اللّه و يقال له العتر بن ثعلبة بن عمرو بن الخزرج و انما سمى النجار لأنه نجروجه انسان بقدوم فقتله و هم أعنى بنى النجار أخوال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم من قبل جده عبد المطلب لأن أم عبد المطلب سلمى بنت عمرو بن زيد بن لبيد بن خداش بن حرام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدى بن النجار قاله ابن الجوانى فى المقدمة » در منتهى الارب گفته : « نجار كشداد درودگر و بنو النجار بطنى است از انصار و اسم النجار تيم اللات بن ثعلبة بن عمرو بن خزرج ؛ « نجارى » منسوب بوى ، گويند : نجار بدان جهت گويند او را كه بتيشه ختنه كرد خود را ، گويند : شخصى را بدان كشت » .