أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
256
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
نرود و او معاونت مشركان نكند و بيك جانب شود از ايشان ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : هر كه در جوار و حمايت ايشانست درين عهد است تعرّض مكنيد او را آنگه فرمود كه : يا آيند بشما جماعتى كه دلهاى ايشان تنگ شده باشد و نخواهند كه با شما قتال كنند يا با قوم خود از آنكه از مسلمانان بسيار خوش ايشان بودند يا معاهد و حليف بعضى گفتند كه : اينان بنى اشجعاند كه ايشان بمدينه آمدند و پيش رو ايشان مسعود بن رخيله « 1 » بود رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بفرمود تا ايشان را ميزبانى كردند آنگه گفت كه : بچه كار آمدهايد ؟ - گفتند : براى آن آمدهايم كه جاى ما به تو نزديك است و ما حرب ترا كارهايم و كارزار بنى ضمره را كه از ميان ما و ايشان عهدى است و باتّفاق حكم اين آيت منسوخ است امّا خلاف در آنست كه ناسخ اين كدام است آنگه گفت كه : [ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ] منّت نهاد بر ايشان كه اين دلتنگى و دلشكستگى ايشان هم لطفى است از قبل من در حقّ شما كه اگر خداى خواستى ببدل حصر و دلتنگى ايشان از قتال شما ايشان را دليرى دادى و بر شما مسلّط گردانيدى و اين مشيّت قدرت است يعنى توانستى كه كردى و هيچكس مانع نبودى امّا نكردى از آنكه حكمت او مانع آن بود آنگه گفت كه : پس اگر ايشان از شما دور شوند و با شما قتال نكنند و صلحى اندازند با شما و بعضى گفتند كه : مراد بسلم اسلام است يعنى اسلام آرند خداى تعالى شما را بر ايشان راهى نكرد يعنى دستى نداد از روى شرع و رخصت نداد در قتال ايشان مادام تا مسلم يا مسالم باشند اگر مسلمان شوند برادران شمااند و اگر در عهد شما آيند معاهد شما باشند به هيچ دو وجه شما را نيست كه با ايشان كارزار كنيد . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 91 ] سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَ يَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِيناً ( 91 ) زود باشد كه گروهى ديگر را يابيد كه خواهند ايشان تا از شما ايمن باشند و از قوم خويش هم ايمن باشند ابن عبّاس گفت : بروايت كلبى از ابو صالح كه : ايشان اسد و غطفان بودند بيامدند و اظهار اسلام كردند و منافق بودند و چون قوم ايشان را گفتندى :
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( جلد 2 چاپ اول ص 20 س 15 ) : « مسعود بن رخيله » .