أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
251
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
چون سريّتى به جائى فرستادى و ايشان را ظفر يا كسرى بودى ايشان آن خبر از صادر و وارد تفحّص كردندى و با هم باز گفتندى پيش از آنكه با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باز گفتندى چنان كه خداى تعالى از آن خبر داد و گفت كه : چون بايشان آيد كارى و خبرى از امن يعنى ظفر و غنيمت يا خوف و ترس يعنى قتل و كسر و هزيمت آن را آشكارا گردانند و فاش كنند و اگر بگذاشتندى و با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم افكندندى تا او بگفتى و افشاء كردى و با خداوندان فرمان گذاشتندى تا ايشان ظاهر كردندى هر آينه بدانستندى آن كسانى كه طلب دانستن ميكنند و در تفحّص و تجسّس آن انداز ايشان يعنى از منافقان و گفتهاند كه : بدانستندى حقيقت آن خبر را از خداوندان فرمان گفتهاند كه : ( اولى الامر ) امراء سرايااند و امام محمّد باقر عليه السّلام گفت كه : ائمّهء معصوم اند و اين نيكوتر است براى آنكه خداى تعالى گفت : اگر با ايشان ردّ كنند بدانند آنان كه استخراج و استنباط آن ميكنند و آن كس كه بقول او علم حاصل آيد معصومى بود چون رسول يا ائمّه عليهم السلام آنگه گفت : اگر نه فضل و رحمت حقّ بود بر شما از ترادف الطاف ؛ شما همه پس روى شيطان كرد يانيد « 1 » مگر اندكى از شما كه متابعت شيطان نكردندى و گفتهاند كه : استثنا از اتّباع است يعنى مگر اتّباع اندك كه آن نه شيطان را بودى و بعضى اهل علم گفتهاند كه : معنى اينست كه : لاتّبعتم الشيطان كلّكم و اللّه أعلم « 2 » . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 84 تا 85 ] فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلاً ( 84 ) مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتاً ( 85 ) رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ميفرمايد كه : تو به كار خويش مشغول باش و بتخلّف منافقان و ارجاف مرجفان مبالات مكن تو خود در راه خداى جهاد كن كه تكليف ايشان بر تو نيست تا ضرر
--> ( 1 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى و برخى از نسخ ديگر و در چند نسخه « كرديانى » بصيغهء مفرد و در يك نسخه « ميكرديد » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) چنين است : « و اگر نه فضل و رحمت خداى بودى بر شما از تواتر و ترادف الطاف شما پس پيرو شيطان شدى » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد از تفسير خود بيانات نفيسى دارد ( ج 2 چاپ اول ص 15 ؛ س 28 - 18 ) .