أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

234

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كسى ؟ - اسير گفت : مردىام از اهل شام ، گفت : قتلكم اللّه اتباع كلّ ناعق ، خداى تعالى شما را بكشاد پس روان هر بانگى و هر شبانى « 1 » چون بهائم ، آنگه گفت : بگو از من اين پسر هند جگر خواره را : أ تباهينى و أنا الّذى لم أومن بعد كفر ، و لم أعلم بعد جهل و لم أحكم به حكم رجعت عنه ؛ أنا قاتل أشياخك ببدر ؛ و مفرّق قومك باحد ، إلى كم تواجهوننا بنى هاشم برايتكم التّى تولّى اللّه نكسها كما نكس يوم بدر ، و لقد علمتم أنّ اللّه أوجب عليكم طاعتى و تعبّدكم بمتابعة أمرى لانّى أهل للمتابعة و مستحقّ للطاعة لقلعى باب خيبر اذ عجزتم ، و ثباتى يوم أحد اذ فررتم ، و تسليمى ليلة الغار اذ أبيتم ، و اجابتى للمسائل اذ جهلتم ، برو پسر هند را بگوى كه با من مباهات ميكنى و من آنم كه ايمان آوردم نه از پس كفر ، و بدانستم نه از پس جهل ، و حكمى نكردم كه از آن باز آمدم ، من كشندهء پدران توام ببدر ، و پراكنده كنندهء قوم توام باحد ، تا چند ازين رايت بر روى ما كه بنى هاشميم آورى و خداى تعالى آن را نگونسار ميگرداند چنان كه روز بدر كرد و شما دانيد كه خداى تعالى طاعت من بر شما فريضه كرده است و متابعت من واجب گردانيده است از آنكه من اهل متابعت‌ام و مستحقّ طاعتم كه در خيبر من بكندم چون شما عاجز شدى « 2 » و روز احد بايستادم چون شما بگريختى « 3 » و شب غار جان فدا كردم چون شما ابا كردى « 4 » و جواب مسائل من دادم چون شما جاهل بودى « 5 » بدان . جابر بن عبد الله الأنصارى گفت كه : از رسول خداى پرسيدم و گفتم : يا رسول اللّه خداى را شناسم و رسول را شناسم اولى الأمر كيستند كه خداى تعالى باطاعت خود و باطاعت تو طاعت ايشان مقرون كرده است ؟ - گفت : يا جابرهم خلفائى و ائمّة المسلمين بعدى اوّلهم علىّ بن ابى طالب ثمّ الحسن ثمّ الحسين ثمّ علىّ بن الحسين ثمّ محمّد بن علىّ المعروف فى التّوراة بالباقر و ستدركه يا جابر فاذا القيته فأقرئه منّى السّلام ثمّ الصّادق جعفر بن محمّد ثمّ موسى بن جعفر ثمّ علىّ بن موسى ثمّ محمّد بن علىّ ثمّ علىّ بن محمّد ثمّ الحسن بن علىّ

--> ( 1 ) - - كذا در نسخهء قديمى و غير آن و در تفسير ابو الفتوح : « تبع هر بانگ شبانى » . ( 2 ) - - اين فعل بصيغهء مفرد مخاطب در جاى جمع به كار رفته است مطابق سيرهء ابو الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود . ( 3 ) - - اين فعل بصيغهء مفرد مخاطب در جاى جمع به كار رفته است مطابق سيرهء ابو الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود . ( 4 ) - - اين فعل بصيغهء مفرد مخاطب در جاى جمع به كار رفته است مطابق سيرهء ابو الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود . ( 5 ) - - اين هر چهار فعل بصيغهء مفرد مخاطب در جاى جمع به كار رفته است مطابق سيرهء ابو الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود .