أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

230

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ميگويد : آنان را كه بآيات ما كافر شدند زود باشد كه بسوزانيم بآتشى كه هر گه كه پوستى از ايشان در آن آتش سوخته شود ما پوستى ديگر بدل كنيم بجاى آن عبد اللّه عمر گفت كه : مردى اين آيت پيش عمر خطّاب بخواند گفت كه : باز خوان ، باز خواند معاذ جبل گفت : تفسير اين آيت بنزديك منست ، گفت : بيار ، گفت : در يك ساعت صد بار پوست ايشان را بدل كنند ، عمر گفت : من همچنين شنيده‌ام از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فضيل عياض گفت : آتش ايشان را هر روز هزار بار بخورد مجاهد گفت : ميان پوست كافر و گوشتش كرمانى باشد كه آن را جلبه و بانگى باشد چون بانگ خران . ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه سطبرى پوست كافر چهل و دو گز باشد اگر گويند كه : خداى پوستى را كه نو بيافريند مباشرت گناه نكرده باشد چگونه عذاب كند ؟ جواب ازين آنست كه معذّب جملهء مكلّف باشد نه پوست و به پوست اعتبار نيست از آنكه چون بحيّى متّصل نباشد الم نيابد و متألّم جملهء آدمى و حيوان باشد نبينى كه چون گناهكار گناه ببعضى اعضا و اجزا و جوارح كند چون چشم و گوش و زبان و دست و پاى در شاهد مذمّت و ملامت راجع با جملهء او باشد دون ابعاض او ؛ همچنين عقاب بر جملهء او باشد و متألّم به آن ألم جمله باشد و دليل برين ظاهر آيت است كه گفت : [ لِيَذُوقُوا الْعَذابَ ] عذاب با جملهء ايشان حوالت كرد نه با پوست . جواب ديگر آنست كه مراد بتبديل اعادت است و تغيير صفت و هيأت چنان كه اگر يكى از شما پيراهنى دارد بشكافد و قبا كند گويند : هذا غير ذاك ؛ اگرچه دانند كه اصل او برجاست ، و آنكس كه انگشترى را بشكند دگر باره بشكلى ديگر برآرد گويند : هذا الخاتم غير ذاك ، و هم بر اين معنى است قوله تعالى « يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ » زمين همان باشد و ليكن تغييرى بود در كيفيّت او از جبال و آكام و غير آن . بعضى ديگر گفته‌اند : مراد به [ جلود ] پيراهن است چنان كه گفت : « سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ » از بهر آنكه ملازم ايشان بود آن را پوست خواند هر گه كه يكى سوخته گردد ديگرى پوشانندش ؛ و عرب « جلود » را « سرابيل » خواند چنان كه شاعر گفت : كسا الّلؤم تيما خضرة فى جلودهم * فويل لتيم من سرابيلها الخضر بعضى ديگر گفته‌اند كه : خداى تعالى اهل دوزخ را پوستى آفريند از بالاى همهء پوستها