أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

179

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

جنازهء او بديد و بر آن نماز كرد و براى او استغفار كرد منافقان گفتند : بنگريد كه بر حبشى ترسا نماز مىكند كه هرگز او را نديده است و نه بر دين او بوده است . . . ! خداى تعالى اين آيت فرستاد . مجاهد گفت كه : آيت در جملهء مؤمنان اهل كتاب آمد ميگويد كه : از اهل كتاب كس هست كه بخداى ايمان دارد و بكتاب شما كه قرآنست و بكتاب ايشان كه توراة و انجيل است ايمان دارد ترسكار و متواضع‌اند خدايرا جلّ جلاله آيات خدايرا ببهاى اندك بنمى فروشند يعنى تغيير و تبديل توراة و انجيل نميكنند خلاف آنان كه از ايشان حكايت كرد كه « يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا » ايشان آنانند كه مزد ايشان بنزديك خدايست نهاده و عنقريب بايشان رسد از اينكه او سريع الحساب است آنگه خطاب كرد مؤمنان را و گفت : اى آنكسانى كه ايمان آورده‌ايد صبر و شكيبائى را كار بنديد بر دين صبر كنيد و دين را رها مكنيد نه در خوارى و دشخوارى « 1 » نه در سرّاء نه در ضرّاء ، يا بر طاعت خداى و اداى فرايض او و بر جهاد ، و يكديگر را بصبر بفرمائيد عطا گفت : مصابره كنيد بر طاعت‌هاى خداى [ وَ رابِطُوا ] و خويشتن را موقوف گردانيد بر جهاد مشركان و ملازم آن شويد و مداومت و ثبات نمائيد . سلمان فارسى رحمه اللّه در لشكرى بود كه ايشان را ضيقى و شدّتى رسيد گفت : من حديث كنم شما را بحديثى كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده‌ام پس گفت : هر كه مرابطه كند شبانه روزى در راه خداى چنان بود كه يك ماه روزه داشته باشد و نماز كرده كه روزه باز نگشايد و از نماز باز نگردد الّا براى حاجتى ، و هر كه را در راه خداى وفات رسد خداى تعالى مزد او ميافزايد « 2 » تا كه از ميان اهل بهشت و دوزخ حكم بكند جابر روايت كرد كه هر كه يكروز مرابطه كند در راه خداى تعالى از ميان او و دوزخ هفت خندق پديد آرد فراخى هر خندقى هفت آسمان و هفت زمين « 3 » ابو سلمه گفت : اين آيت آنوقت آمد كه خداى تعالى جهاد نفرموده بود و

--> ( 1 ) - « دشخوار » بر وزن و معنى دشوار است . ( 2 ) - در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح : « مر او را ميراند » . ( 3 ) - كذا در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح و در بعضى نسخ معتمده : « فراخى هر يك چند هفت آسمان و هفت زمين باشد » گمان ميكنم كه اين نسخه درست‌تر باشد و « چند » در اينجا بمعنى مطلق مقدار و برابر است چنان كه بتفصيل در سابق ياد كرديم ( رجوع شود بص 121 ) .