أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
153
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
باشد ، و هر كه ايشان را بخشم آرد مرا بخشم آورده باشد ، و حق تعالى روح او در حوصلهء مرغانى كند سبز كه در بهشت مىپرند هر كجا كه خواهند ، و از هر طعام كه خواهند ميخورند ، و با قنديلهاى زرّين شوند از عرش آويخته ، و هر مردى را از ايشان هفتاد غرفه در بهشت بدهند از غرفهء تا غرفهء چندان باشد كه از صنعا تا بشام « 1 » نور آن هر غرفه چندان مىتابد كه از شرق تا غرب پر كند ، بر هر غرفه هفتاد در باشد ، هر درى را هفتاد مصراع باشد از زر ، بر هر درى پردهء آويخته ، در هر غرفهء هفتاد خيمه باشد ، در هر خيمهء هفتاد سرير باشد از زر ؛ قوائم آن از درّ و زبرجد مرصّع بقضبان زمرّد ، بر هر سريرى چهل بستر كرده باشد كثافت « 2 » هر بسترى چهل گز ، بر هر بسترى جفتى از حور العين كه صفت ايشان آن باشد كه خداى تعالى گفت : « عُرُباً أَتْراباً » . مرد گفت : يا امير المؤمنين « عرب اتراب » چه باشد ؟ - گفت : الغنجات الرّضيّات الشّهيّات ، نازنينان پسنديده ، هر يكى را از ايشان هفتاد هزار كنيزك و هفتاد هزار غلام باشد با رويهاى چون ماه و تاجهاى زر و لؤلؤ ، ازارها بر دوش افكنده و كوزهها و ابريقها بدست گرفته ، چون روز قيامت باشد و ايشان بر مرتبهء خود مىآيند بآنخداى كه جان محمّد بامر اوست كه اگر پيغمبران در راه پيش ايشان بر افتند از بهر ايشان پياده شوند پس اين شهيدان بيايند و در موقف شفاعت باستند هر يكى از ايشان هفتاد هزار گناهكار را شفاعت كنند از اهل البيت و همسايگان تا دو همسايه با همديگر خصومت كنند هر يكى گويد : من اوليترم بشفاعت او كه من نزديكترم به او و همسايگى او ، آنگه بيايند با من و با ابراهيم بر مائدهء خلد بنشينند و خداى تعالى برحمت بايشان مىنگرد و ايشان به ثواب در كرامت خداى مىنگرند ببامداد و شبانگاه . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 172 ] الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ ( 172 )
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح : « گفتند و روايتى ديگر : از منى تا بشام » : ( 2 ) - كثافت بمعنى ضخامت و غلظت و عمق مىباشد .